generalizes concepts
کلیسازی مفاهیم
generalizes ideas
کلیسازی ایدهها
generalizes findings
کلیسازی یافتهها
generalizes patterns
کلیسازی الگوها
generalizes results
کلیسازی نتایج
generalizes trends
کلیسازی روندها
generalizes data
کلیسازی دادهها
generalizes observations
کلیسازی مشاهدات
generalizes statements
کلیسازی اظهارات
generalizes experiences
کلیسازی تجربیات
he generalizes his experiences to apply to everyone.
او تجربیات خود را تعمیم میدهد تا آنها را برای همه اعمال کند.
she often generalizes from specific cases to broader conclusions.
او اغلب از موارد خاص به نتیجهگیریهای گستردهتر تعمیم میدهد.
he tends to generalize people's behaviors too quickly.
او تمایل دارد رفتار مردم را خیلی سریع تعمیم دهد.
it's important not to generalize cultural differences.
مهم است که تعمیم تفاوتهای فرهنگی نکنیم.
she generalizes her findings to apply to the entire population.
او یافتههای خود را به گونهای تعمیم میدهد که برای کل جمعیت اعمال شود.
researchers often generalize results from small samples.
محققان اغلب نتایج حاصل از نمونههای کوچک را تعمیم میدهند.
he generalizes his advice to fit various situations.
او نصیحت خود را به گونهای تعمیم میدهد که با موقعیتهای مختلف سازگار شود.
we should be cautious when we generalize our observations.
ما باید در هنگام تعمیم مشاهدات خود محتاط باشیم.
she generalizes her feelings to everyone around her.
او احساسات خود را به همه اطرافیانش تعمیم میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید