generously

[ایالات متحده]/'dʒenərəsli/
[بریتانیا]/ˈd ʒ ɛnərəslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شکلی سخاوتمندانه، فراوان، یا پربار.

عبارات و ترکیب‌ها

give generously

بخشندگی کنید

donate generously

به سخاوت اهدا کنید

act generously

به سخاوت عمل کنید

جملات نمونه

gives generously to charity.

به سخاوت به خیریه کمک می‌کند.

Many people contributed generously to the appeal.

بسیاری از مردم به سخاوت به درخواست کمک کردند.

They generously accorded me permission to use their library.

آنها به من اجازه استفاده از کتابخانه آنها را به سخاوت دادند.

Spread each slice generously with butter.

هر برش را به سخاوت با کره بمالید.

Many companies subscribed generously to the football club.

بسیاری از شرکت‌ها به سخاوت به باشگاه فوتبال کمک کردند.

The person who gave most generously to the scheme has been blind from birth.

فردی که بیشتر از همه به سخاوت به طرح کمک کرد، از بدو تولد نابینا بوده است.

Our neighbour has most generously swelled the collection with a gift of £25.

همسایه ما با اهدای 25 پوند، به سخاوت کمک‌های جمع‌آوری را افزایش داده است.

Howells was, despite his faintly old-maidish quality, the most professional of writers, and the most generously sympathetic of critics.

هاولز، با وجود ویژگی‌های زنانه ملایم او، حرفه‌ای‌ترین نویسنده و انتقادی با بیشترین همدی بود.

He is methodical as he arranges the first course of perfectly done green asparagus with chervil remoulade, generously dusting the plate with freshly grated orange and lemon peel.

او با دقت و روش‌مندی اولین غذای مارچوبه سبز عالی را با رملود چرویل مرتب می‌کند و به سخاوت با پوست پرتقال و لیمو رنده شده تازه روی بشقاب می‌پاشد.

نمونه‌های واقعی

Meanwhile, globalisation has been rewarding winners ever more generously.

در همین حال، جهانی‌شدن به‌طور فزاینده‌ای پاداش‌های بیشتری به برنده‌شدگان داده است.

منبع: The Economist - Comprehensive

Breathe. You can stay here, bending the front knee generously.

نفس بکش. شما می‌توانید اینجا بمانید و زانوی جلویی را به طور سخاوتمندانه خم کنید.

منبع: Master teaches you how to practice yoga skillfully.

I complimented them both generously and helped by returning the rejects to their racks.

من هر دو را به سخاوت به آنها تعریف کردم و با بازگرداندن ردها به قفسه‌هایشان کمک کردم.

منبع: Twilight: Eclipse

Paul generously forgave me for what I said.

پل به سخاوت از من برای آنچه گفتم درگذشت.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

The boss generously gave his workers a big bonus.

رئیس سخاوتمندانه به کارگرانش پاداش سخاوتمندانه‌ای داد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

But afterwards they felt less self-centered, and they even behaved more generously when given the chance to help someone.

اما بعداً احساس کمتری از خودمحوری کردند و حتی وقتی فرصتی برای کمک به کسی پیدا می‌شد، با سخاوت بیشتری رفتار می‌کردند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

I'm applying the gel pretty generously and brushing the hairs in the opposite direction to make them more feathery.

من ژل را به سخاوت می‌زنم و موها را در جهت مخالف می‌برم تا آنها پرپ‌تر به نظر برسند.

منبع: The power of makeup

Please give generously but every donation, big or small, will be greatly appreciated.

لطفاً سخاوتمندانه کمک کنید، اما هر کمک، بزرگ یا کوچک، بسیار مورد استقبال قرار خواهد گرفت.

منبع: English Major Level 4 Writing Full Score Template

And here I was, so generously trying to help you do your job.

و من اینجا بودم و به سخاوت تمام تلاش می‌کردم به شما در انجام وظیفه‌تان کمک کنم.

منبع: The Good Place Season 2

I realized this must be the rich Miss Oliver who had generously furnished my cottage.

من متوجه شدم که این باید خانم الیور ثروتمند باشد که کلبه من را به سخاوت تماماً مبله کرده بود.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید