act selfishly
عمل خودخواهانه
She always acts selfishly without considering others.
او همیشه بدون در نظر گرفتن دیگران، خودخواهانه رفتار می کند.
He selfishly kept all the credit for himself.
او تمام اعتبار را برای خودش، به صورت خودخواهانه حفظ کرد.
They selfishly ignored the needs of the less fortunate.
آنها به صورت خودخواهانه نیازهای نیازمندان را نادیده گرفتند.
The boss selfishly took the best office for himself.
رئیس به صورت خودخواهانه بهترین دفتر را برای خودش گرفت.
She selfishly hoarded all the resources for her own benefit.
او تمام منابع را به سود خود، به صورت خودخواهانه انباشته کرد.
He selfishly refused to share his knowledge with others.
او به صورت خودخواهانه از به اشتراک گذاشتن دانش خود با دیگران امتناع کرد.
The politician acted selfishly to advance his own agenda.
سیاستمدار به صورت خودخواهانه برای پیشبرد دستور کار خود عمل کرد.
They selfishly put their own interests above the well-being of the community.
آنها به صورت خودخواهانه منافع خود را بر رفاه جامعه ترجیح دادند.
She selfishly manipulated the situation to benefit herself.
او به صورت خودخواهانه وضعیت را دستکاری کرد تا به نفع خود باشد.
He selfishly ignored the team's efforts and took all the credit.
او به صورت خودخواهانه تلاش های تیم را نادیده گرفت و تمام اعتبار را برای خود برداشت.
And selfishly, I don't want you to look at me one day.
و از خودم خواهم خواست که یک روز به من نگاه نکنی.
منبع: Before I Met You SelectedSelfishly, I found that quite interesting but we want to hear your opinions too.
از خودم خواهم خواست که این موضوع بسیار جالب بود، اما ما می خواهیم نظرات شما را نیز بشنویم.
منبع: Gourmet Base" Everyone behaves selfishly... the traffic is a lot worse than it was, " he said.
" همه خودخواهانه رفتار می کنند... ترافیک خیلی بدتر از قبل است،" او گفت.
منبع: This month VOA Special English" Everyone behaves selfishly … the traffic is a lot worse than it was, " he said.
" همه خودخواهانه رفتار می کنند... ترافیک خیلی بدتر از قبل است،" او گفت.
منبع: VOA Special English: WorldThey are complaining that I am selfishly detaining you.
آنها شکایت می کنند که من شما را به صورت خودخواهانه بازداشت می کنم.
منبع: Family and the World (Part 1)Those who refuse to take that risk selfishly make others suffer.
کسانی که از پذیرش آن خطر خودداری می کنند، باعث رنجش دیگران می شوند.
منبع: 2017 National College Entrance Examination English Reading Comprehension Real QuestionsAnd selfishly, things had been going really well.
و از خودم خواهم خواست، همه چیزها واقعا خوب پیش رفته بودند.
منبع: EuphoriaUnlike her sister Eve, who selfishly lived to 102.
برخلاف خواهرش ایو، که به طرز خودخواهانه ای تا سن 102 سالگی زندگی کرد.
منبع: Young Sheldon Season 4 _ A Heartwarming and Funny Family ComedyThat feeling is you selfishly trying to assuage your guilt.
احساس شما تلاش خودخواهانه برای تسکین احساس گناهتان است.
منبع: BoJack Horseman Season 3And I'm just selfishly glad I get you tonight.
و من فقط از اینکه امشب شما را ملاقات می کنم خوشحال خودخواهانه ام.
منبع: Kylie Diary Season 1لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید