graciously

[ایالات متحده]/'greiʃəsli/
[بریتانیا]/ˈɡreʃəslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای مهربان و با وقار؛ با مهربانی و وقار؛ با سخاوت و ظرافت؛ با نگرش مودبانه و جذاب؛ با ثروت و سخاوت.

عبارات و ترکیب‌ها

accept graciously

پذیرفتن با بزرگواری

جملات نمونه

the management did graciously comp our wine selection.

مدیریت به نوعی با لطف، انتخاب شراب ما را برایمان فراهم کرد.

All the guests were graciously served at the party.

همه مهمانان با احترام و لطف در مهمانی پذیرایی شدند.

She graciously accepted my apology.

او عذرخواهی من را با احترام و لطف پذیرفت.

He has lived graciously all his life.

او با احترام و لطف تمام زندگی خود را گذرانده است.

She graciously accepted the award on behalf of her team.

او به نمایندگی از تیم خود جایزه را با احترام و لطف پذیرفت.

He graciously offered to help with the project.

او با لطف و احترام پیشنهاد کرد که در پروژه کمک کند.

The host graciously welcomed all the guests to the party.

میزبان با احترام و لطف همه مهمانان را به مهمانی خوش آمد گفت.

She graciously thanked everyone for their support.

او از همه به خاطر حمایتشان با احترام و لطف تشکر کرد.

He graciously agreed to meet with the investors.

او با احترام و لطف با سرمایه گذاران ملاقات کرد.

The celebrity graciously signed autographs for fans.

سلبریتی با احترام و لطف برای طرفداران خود امضا کرد.

She graciously offered her assistance to those in need.

او با لطف و احترام کمک خود را به نیازمندان پیشنهاد کرد.

He graciously allowed his colleague to take the lead on the project.

او با لطف و احترام اجازه داد همکارش مسئولیت پروژه را بر عهده بگیرد.

The mayor graciously welcomed the international delegation to the city.

شهردار با احترام و لطف هیئت بین المللی را به شهر خوش آمد گفت.

She graciously accepted the apology and forgave him.

او عذرخواهی را با احترام و لطف پذیرفت و او را بخشید.

نمونه‌های واقعی

But before I could say anything, samantha greeted him graciously and smiled prettily.

اما قبل از اینکه بتوانم چیزی بگویم، سامانتا با روی خوش او را تحیه کرد و زیبا لبخند زد.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

B) They graciously accept the facts.

ب) آنها با روی خوش حقایق را می پذیرند.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

And Tommy very graciously invited me to start coming over.

و تامی با روی خوش فراوان از من خواست که شروع به رفت و آمد کنم.

منبع: VOA Daily Standard April 2019 Collection

Thank you for graciously taking all my harsh comebacks.

ممنون از اینکه با روی خوش تمام جواب های تند من را تحمل کردید.

منبع: Celebrity Speech Compilation

She tried to give him money later on, but he graciously declined.

او بعداً سعی کرد به او پول بدهد، اما او با روی خوش امتناع کرد.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

And David has graciously agreed to take over Bill's class.

و دیوید با روی خوش پذیرفته است که جای بیل را در کلاس بگیرد.

منبع: the chair

Thank you for graciously taking all my harsh comebacks. Thank you for dishing them back.

ممنون از اینکه با روی خوش تمام جواب های تند من را تحمل کردید. ممنون از اینکه آنها را پس دادید.

منبع: NBA Star Speech Collection

USADA has graciously given Lance another opportunity to have that day back.

USADA به سخاوت به لنس فرصت دیگری برای بازگرداندن آن روز را داده است.

منبع: CNN Listening February 2013 Collection

I would graciously like to give my points for this round to Kate.

من مایل هستم با روی خوش امتیازات این دور را به کِیت بدهم.

منبع: Grammar Lecture Hall

And the president in his speech graciously acknowledge the existence of a Kaaba.

و رئیس جمهور در سخنرانی خود با روی خوش وجود یک کعبه را تایید کرد.

منبع: VOA Standard English_Africa

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید