The advice wasn’t very tactfully worded.
توصیه خیلی با ملاحظه بیان نشد.
didn't know how to broach the subject tactfully;
نمی دانستند چگونه به طور مودبانه موضوع را مطرح کنند.
She tactfully discouraged their uninvited guests from staying longer.
او با زیرکی و ظرافت مهمانان ناخوانده را از ماندن بیشتر منصرف کرد.
She refused his offer tactfully, allowing him to go away with his pride intact.
او به طور مودبانه پیشنهاد او را رد کرد و به او اجازه داد با غرور سالم از آنجا برود.
handle a delicate situation tactfully
مدیریت یک موقعیت ظریف به طور مودبانه
communicate with others tactfully
ارتباط با دیگران به طور مودبانه
negotiate a deal tactfully
مذاکره بر سر یک معامله به طور مودبانه
address sensitive topics tactfully
پرداختن به موضوعات حساس به طور مودبانه
respond to criticism tactfully
پاسخ به انتقاد به طور مودبانه
navigate office politics tactfully
عبور از سیاست های دفتر به طور مودبانه
manage difficult personalities tactfully
مدیریت افراد با شخصیتی دشوار به طور مودبانه
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید