tactfully

[ایالات متحده]/'tæktfəli/
[بریتانیا]/ˈtæktfəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با دیپلماسی و مهارت

جملات نمونه

The advice wasn’t very tactfully worded.

توصیه خیلی با ملاحظه بیان نشد.

didn't know how to broach the subject tactfully;

نمی دانستند چگونه به طور مودبانه موضوع را مطرح کنند.

She tactfully discouraged their uninvited guests from staying longer.

او با زیرکی و ظرافت مهمانان ناخوانده را از ماندن بیشتر منصرف کرد.

She refused his offer tactfully, allowing him to go away with his pride intact.

او به طور مودبانه پیشنهاد او را رد کرد و به او اجازه داد با غرور سالم از آنجا برود.

handle a delicate situation tactfully

مدیریت یک موقعیت ظریف به طور مودبانه

communicate with others tactfully

ارتباط با دیگران به طور مودبانه

negotiate a deal tactfully

مذاکره بر سر یک معامله به طور مودبانه

address sensitive topics tactfully

پرداختن به موضوعات حساس به طور مودبانه

respond to criticism tactfully

پاسخ به انتقاد به طور مودبانه

navigate office politics tactfully

عبور از سیاست های دفتر به طور مودبانه

manage difficult personalities tactfully

مدیریت افراد با شخصیتی دشوار به طور مودبانه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید