wild hog
خوک وحشی
hog farm
مزرعه خوک
hog the spotlight
جلب توجه کردن
hogwash
حرفهای بیاساس
road hog
راننده بیاحتیاط
hogtie
بسته کردن با زنجیر
greedy hog
خوک حریص
hogging the remote
دست درازی به ریموت
hog the ball
مالکیت توپ
whole hog
کل خوک
on the hog
در حال رانندگی با خوک
hog wild
بیحد و حصر
Don't hog the couch.
از قبضه کردن مبل خودداری کنید.
hog dressed (=hog style)
خوک پوشیده (=سبک خوک)
is hog-wild over racing cars.
به شدت عاشق اتومبیلهای مسابقهای است.
Keep left, you road hog!
به چپ بچسبید، شما خوک جاده!
went the whole hog and ordered dessert.
تمام تلاش را کرد و دسر سفارش داد.
an aspiring leadership that refused to be hog-tied;
رهبری نوظهویی که از به بند کشیده شدن امتناع کرد;
lives high on the hog since getting his share of the inheritance.
از آنجا که سهم ارث خود را به دست آورد، زندگی بسیار خوبی دارد.
She's in hog heaven over her new sports car.
او به دلیل ماشین ورزشی جدیدش در بهشت است.
Cutty was in hog heaven when he strutted around with the cadet corps.
کاتتی در بهشت بود وقتی با گردان دانشآموزان نظامی قدم میزد.
Drivers who hog the road leave no room for other cars.
رانندگانی که فضای جاده را اشغال میکنند، جایگزینی برای خودروهای دیگر باقی نمیگذارند.
She accused her co-star of trying to hog the limelight.
او همکارش را به تلاش برای قبضه کردن توجه متهم کرد.
They painted the kitchen and then decided to go the whole hog and redecorate the other rooms as well.
آنها آشپزخانه را رنگ کردند و سپس تصمیم گرفتند تمام تلاش را کنند و اتاقهای دیگر را نیز دوباره طراحی کنند.
They painted the kitchen and then decided to go the whole hog and do the other rooms as well.
آنها آشپزخانه را رنگ کردند و سپس تصمیم گرفتند تمام تلاش را کنند و اتاقهای دیگر را نیز انجام دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید