clean

[ایالات متحده]/kliːn/
[بریتانیا]/klin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتب و منظم
vt. چیزی را مرتب و منظم کردن
vi. مرتب کردن
adv. به طور کامل
n. تمیز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

clean up

پاکسازی

clean water

آب تمیز

clean energy

انرژی پاک

clean air

هواى تمیز

keep it clean

آن را تمیز نگه دارید

come clean

صادقانه عمل کنید

clean room

اتاق تمیز

clean out

تمیز کردن

clean the room

اتاق را تمیز کنید

keep oneself clean

خود را تمیز نگه دارید

clean sheet

ساعت تمیز

clean surface

سطح تمیز

dry clean

خشکشویی

clean on board

تمیز در کشتی

clean sweep

پیروزی قاطع

clean bill

گواهی پاک

clean break

شکستن روابط

clean slate

صفحه تمیز

clean off

پاک کردن

clean gas

گاز تمیز

جملات نمونه

This is a clean cut.

این یک برش تمیز است.

a clean fighter; a clean competition.

یک مبارز تمیز؛ یک مسابقه تمیز.

clean a room; clean a suit.

یک اتاق را تمیز کنید؛ یک لباس را تمیز کنید.

it was a good clean fight.

یک مبارزه خوب و تمیز بود.

a clean fracture of the leg.

شکستگی تمیز استخوان ساق پا.

a clinically clean kitchen.

یک آشپزخانه بالینی تمیز.

a ship with clean lines

یک کشتی با خطوط تمیز

Scale and clean the fish.

ترازو و ماهی را تمیز کنید.

نمونه‌های واقعی

And always keep your workstation clean and tidy.

همیشه محل کار خود را تمیز و مرتب نگه دارید.

منبع: Apple latest news

Water's clean, as you can see, the staff is clean.

آب تمیز است، همانطور که می بینید، کارکنان هم تمیز هستند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

He keeps his room clean and tidy.

او اتاق خود را تمیز و مرتب نگه می دارد.

منبع: Jiangsu Yilin Edition Oxford Primary English (Level 3) Grade 6 Lower Volume

Furthermore, our rabbits are regularly cleaned and have all received the required shots.

علاوه بر این، خرگوش های ما به طور منظم تمیز می شوند و همه آنها واکسن های مورد نیاز را دریافت کرده اند.

منبع: New question types for the CET-6 (College English Test Band 6).

Keeping clean is a safeguard against disease.

تمیز نگه داشتن یک محافظ در برابر بیماری است.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Yeah? You finally decided to wipe the slate clean?

بله؟ آیا بالاخره تصمیم گرفتید همه چیز را فراموش کنید؟

منبع: EnglishPod 181-270

How aften do you clean your house?

چقدر اغلب خانه خود را تمیز می کنید؟

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

For helping me clean up my mess.

برای کمک به من در جمع کردن آشفتگی ام.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

Just got time to get cleaned up.

فقط وقت کردم که تمیز شوم.

منبع: Classic movies

They could have been cleaned by wind.

ممکن بود باد آنها را تمیز کرده باشد.

منبع: The Martian Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید