howled

[ایالات متحده]/haʊld/
[بریتانیا]/haʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته هیس کردن؛ تولید یک صدای بلند و طولانی؛ برای فریاد زدن در درد یا غم

عبارات و ترکیب‌ها

howled at night

در شب زوزه کشید

howled with laughter

با خنده زوزه کشید

howled in pain

از درد زوزه کشید

howled with rage

با خشم زوزه کشید

howled like wolves

مثل گرگ‌ها زوزه کشید

howled with joy

با خوشحالی زوزه کشید

howled in despair

در ناامیدی زوزه کشید

howled all night

تمام شب زوزه کشید

howled in unison

به صورت یکسان زوزه کشید

جملات نمونه

the wolf howled at the moon.

گرگ به ماه زوزه کشید.

the wind howled through the trees.

باد از میان درختان زوزه کشید.

the child howled in frustration.

کودک از سر ناامیدی زوزه کشید.

they howled with laughter at the joke.

آنها از خنده به شوخی زوزه کشیدند.

the dog howled when it heard the siren.

وقتی سگ صدای آژیر را شنید زوزه کشید.

he howled in pain after the fall.

او بعد از سقوط از درد زوزه کشید.

the crowd howled in excitement at the concert.

جمعیت در کنسرت از هیجان زوزه کشیدند.

she howled like a banshee during the movie.

او در طول فیلم مانند یک بانشی زوزه کشید.

the storm howled all night long.

طوفان تمام شب زوزه کشید.

the actor howled his lines with great emotion.

بازیگر با شور و احساس فراوان دیالوگ های خود را زوزه کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید