howled at night
در شب زوزه کشید
howled with laughter
با خنده زوزه کشید
howled in pain
از درد زوزه کشید
howled with rage
با خشم زوزه کشید
howled like wolves
مثل گرگها زوزه کشید
howled with joy
با خوشحالی زوزه کشید
howled in despair
در ناامیدی زوزه کشید
howled all night
تمام شب زوزه کشید
howled in unison
به صورت یکسان زوزه کشید
the wolf howled at the moon.
گرگ به ماه زوزه کشید.
the wind howled through the trees.
باد از میان درختان زوزه کشید.
the child howled in frustration.
کودک از سر ناامیدی زوزه کشید.
they howled with laughter at the joke.
آنها از خنده به شوخی زوزه کشیدند.
the dog howled when it heard the siren.
وقتی سگ صدای آژیر را شنید زوزه کشید.
he howled in pain after the fall.
او بعد از سقوط از درد زوزه کشید.
the crowd howled in excitement at the concert.
جمعیت در کنسرت از هیجان زوزه کشیدند.
she howled like a banshee during the movie.
او در طول فیلم مانند یک بانشی زوزه کشید.
the storm howled all night long.
طوفان تمام شب زوزه کشید.
the actor howled his lines with great emotion.
بازیگر با شور و احساس فراوان دیالوگ های خود را زوزه کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید