use your imagination
استفاده از تخیل
vivid imagination
تخیل زنده
imagination is key
تخیل کلید است
imagination sparks creativity
تخیل باعث ایجاد خلاقیت میشود
just my imagination
فقط تصورات من
a figment of the imagination
یک خیال بافندگی
a flight of the imagination; flights of oratory.
یک پرواز خیال؛ پروازهای خطابه.
the imagination can atrophy from lack of use.
خلاقیت میتواند در اثر عدم استفاده دچار تحلیل شود.
the appeal captured the imagination of thousands.
این درخواست، ذهن هزاران نفر را به خود جلب کرد.
imagination manacled by fear;
خلاقیت در بند ترس;
her imagination had gone haywire.
خلاقیت او از کنترل خارج شده بود.
her imagination ran riot.
خلاقیت او بیمهار بود.
Susan's imagination was running away with her.
خلاقیت سوسن داشت او را با خود میبرد.
her imagination had run wild.
خلاقیت او بیحد و حصر شده بود.
imagination given full play;
خلاقیت به طور کامل آزاد شده است;
a novel saturated with imagination;
رمانی که با خلاقیت اشباع شده است;
Her imagination is too powerful.
خلاقیت او بیش از حد قدرتمند است.
Imagination and hard work are the ingredients of success.
خلاقیت و سختکوشی مواد تشکیلدهنده موفقیت هستند.
a fertile imagination; a fertile source of new ideas.
خلاقیت بارور؛ منبع بارور ایدههای جدید.
use your initiative, imagination, and common sense.
از ابتکار، خلاقیت و عقل سلیم خود استفاده کنید.
his imagination is unfettered by the laws of logic.
خلاقیت او تحت تأثیر قوانین منطق قرار ندارد.
Imagination is, of its very nature, unmoral.
خلاقیت، ذاتاً غیر اخلاقی نیست.
By no stretch of the imagination could you call him clever.
به هیچ وجه نمیتوان او را باهوش نامید.
His imagination paints himself hovering in the sky.
خلاقیت او او را در حال معلق شدن در آسمان تصور میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید