vision

[ایالات متحده]/ˈvɪʒn/
[بریتانیا]/ˈvɪʒn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی دیدن; ادراک; یک تصویر ذهنی زنده; یک صحنه زیبا; توانایی خلاق
vt. ظاهر شدن; خواب دیدن; تصور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

clear vision

دید واضح

vision statement

بیانیه دیدگاه

vision impairment

اختلال بینایی

visionary leader

رهبر آینده‌نگر

tunnel vision

تونل بیني

vision board

تخته دیدگاه

visionary ideas

ایده‌های آینده‌نگرانه

computer vision

بینایی کامپیوتر

machine vision

بینایی ماشین

field of vision

زاویه دید

vision system

سیستم بینایی

night vision

بینایی در شب

blurred vision

تاری دید

binocular vision

بینایی دوچشمی

range of vision

محدوده دید

color vision

بینایی رنگ

laser vision

بینایی لیزری

peripheral vision

دید محیطی

line of vision

خط دید

monocular vision

بینایی تک چشمی

wide vision

دید گسترده

stereoscopic vision

بینایی استریو

double vision

بینایی دوچشمی

angle of vision

زاویه دید

persistence of vision

تداوم بینایی

جملات نمونه

She had a clear vision of her future.

او یک دیدگاه روشن از آینده خود داشت.

The company's vision statement outlines its long-term goals.

بیانیه چشم انداز شرکت اهداف بلند مدت آن را مشخص می کند.

He has a vision impairment that requires him to wear glasses.

او دچار اختلال بینایی است که نیاز دارد عینک بزند.

The architect's vision for the new building is innovative and bold.

دیدگاه معمار برای ساختمان جدید نوآورانه و جسورانه است.

Teamwork is essential to achieve the organization's vision.

همکاری برای دستیابی به چشم انداز سازمان ضروری است.

The artist's vision comes to life through his paintings.

دیدگاه هنرمند از طریق نقاشی هایش زنده می شود.

She has a vision for a better world where everyone is treated equally.

او چشم اندازی برای دنیای بهتر دارد که همه به طور مساوی با هم رفتار شوند.

His vision of success includes both personal and professional accomplishments.

دیدگاه او از موفقیت شامل دستاوردهای شخصی و حرفه ای است.

The visionary leader inspired her team with a compelling vision for the future.

رهبر آینده نگر، تیم خود را با یک چشم انداز جذاب برای آینده الهام بخشید.

In order to succeed, you need to have a clear vision of your goals.

برای موفقیت، شما باید یک دیدگاه روشن از اهداف خود داشته باشید.

نمونه‌های واقعی

It will take a far reaching vision.

این کار نیاز به یک دیدگاه دوررس دارد.

منبع: United Nations Youth Speech

Find your vision on the solitary road.

چشم انداز خود را در مسیر منزوی بیابید.

منبع: 2019 Celebrity High School Graduation Speech

And Marvin here carries out my vision.

و ماروین اینجا چشم انداز من را انجام می دهد.

منبع: Charlie’s Growth Diary Season 4

We need to put up our vision.

ما باید چشم انداز خود را ارائه دهیم.

منبع: NPR News March 2013 Compilation

Delighted. -You weren't exaggerating, she's a vision.

خوشح‌ام. - شما اغراق نمی‌کردید، او یک چشم انداز است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Have they built out a big vision before?

آیا آنها قبلاً یک چشم انداز بزرگ ساخته اند؟

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2019 Collection

Your human body has limited your vision.

بدن انسان شما دید شما را محدود کرده است.

منبع: Selected Film and Television News

And a hundred visions glided before his mind.

و صدها چشم انداز در مقابل ذهن او رژه رفتند.

منبع: Hans Christian Andersen's Fairy Tales

Define the vision of your future and where you wanna be.

چشم انداز آینده خود و جایی که می خواهید باشید را تعریف کنید.

منبع: 2021 Celebrity High School Graduation Speech

They have the vision to make this world a better place.

آنها چشم انداز لازم برای تبدیل این جهان به مکانی بهتر را دارند.

منبع: TED-Ed Student Weekend Show

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید