danger impends
خطر قریب است
storm impends
طوفان قریب است
change impends
تغییر قریب است
crisis impends
بحران قریب است
trouble impends
مشکل قریب است
decision impends
تصمیم قریب است
conflict impends
درگیری قریب است
risk impends
احتمال خطر قریب است
event impends
واقعه قریب است
deadline impends
مهلت مقرر قریب است
the storm impends over the coast, warning residents to take precautions.
طوفان قریب است بر کرانه، و به ساکنان هشدار می دهد که اقدامات احتیاطی را انجام دهند.
a major decision impends for the company, which could change its future.
یک تصمیم بزرگ برای شرکت قریب است که می تواند آینده آن را تغییر دهد.
as the deadline impends, the team works harder to meet their goals.
همانطور که مهلت مقرر قریب است، تیم سخت تر برای دستیابی به اهداف خود تلاش می کند.
the crisis impends, and leaders are urged to act swiftly.
بحران قریب است و از رهبران خواسته می شود به سرعت اقدام کنند.
change impends in the organization, prompting discussions among employees.
تغییر در سازمان قریب است و باعث بحث و گفتگو بین کارکنان می شود.
as winter impends, preparations for the cold weather begin.
همانطور که زمستان قریب است، آماده سازی برای هوای سرد آغاز می شود.
the end of the semester impends, leading students to study harder.
پایان ترم قریب است و باعث می شود دانش آموزان بیشتر مطالعه کنند.
with the election impends, candidates are ramping up their campaigns.
همانطور که انتخابات قریب است، نامزدها کمپین های خود را افزایش می دهند.
as the festival impends, excitement fills the air.
همانطور که جشنواره قریب است، هیجان در هوا موج می زند.
as summer impends, families plan their vacations.
همانطور که تابستان قریب است، خانواده ها تعطیلات خود را برنامه ریزی می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید