implacability of fate
غیرقابل تغییر بودن سرنوشت
implacability of nature
غیرقابل تغییر بودن طبیعت
implacability of time
غیرقابل تغییر بودن زمان
implacability in conflict
غیرقابل تغییر بودن در کشمکش
implacability of justice
غیرقابل تغییر بودن عدالت
implacability of war
غیرقابل تغییر بودن جنگ
implacability of anger
غیرقابل تغییر بودن خشم
implacability of grief
غیرقابل تغییر بودن غم
implacability of loss
غیرقابل تغییر بودن از دست دادن
implacability in love
غیرقابل تغییر بودن در عشق
the implacability of his anger surprised everyone.
سرسختی خشم او همه را شگفتزده کرد.
her implacability in negotiations led to a stalemate.
سرسختی او در مذاکرات منجر به بنبست شد.
the implacability of the storm forced us to stay indoors.
سرسختی طوفان مجبورمان کرد در داخل بمانیم.
his implacability made it difficult to reach a compromise.
سرسختی او رسیدن به توافق را دشوار کرد.
the implacability of the law can sometimes seem harsh.
سرسختی قانون گاهی اوقات میتواند سخت به نظر برسد.
she faced the implacability of fate with courage.
او سرسختی سرنوشت را با شجاعت مواجه کرد.
his implacability in the face of criticism was admirable.
سرسختی او در برابر انتقاد قابل تحسین بود.
the implacability of the enemy made victory difficult.
سرسختی دشمن پیروزی را دشوار کرد.
they admired her implacability during the crisis.
آنها سرسختی او در طول بحران را تحسین کردند.
the implacability of time waits for no one.
سرسختی زمان منتظر هیچ کس نمیماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید