implants

[ایالات متحده]/ˈɪmplɑːnts/
[بریتانیا]/ˈɪmplænts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(جمع) بافت‌ها یا دستگاه‌هایی که در بدن کاشته شده‌اند
v. سوم شخص مفرد از implant، به معنی القا کردن یا فروبردن

عبارات و ترکیب‌ها

dental implants

ایمپلنت‌های دندانی

breast implants

کاشت سینه

cochlear implants

کاشت حلزون

implants surgery

جراحی کاشت

facial implants

کاشت صورت

implants removal

برداشتن کاشت

implants procedure

روش کاشت

implants placement

قرار دادن کاشت

implants maintenance

نگهداری کاشت

implants consultation

مشاوره کاشت

جملات نمونه

dental implants can improve your smile.

ایمپلنت‌های دندانی می‌توانند لبخند شما را بهبود بخشند.

many people opt for breast implants for cosmetic reasons.

بسیاری از افراد به دلایل زیبایی، ایمپلنت‌های سینه را انتخاب می‌کنند.

implants are often used in orthopedic surgery.

ایمپلنت‌ها اغلب در جراحی ارتوپدی استفاده می‌شوند.

she decided to get dental implants after losing a tooth.

او بعد از از دست دادن یک دندان تصمیم گرفت ایمپلنت‌های دندانی انجام دهد.

implants can provide a permanent solution for missing teeth.

ایمپلنت‌ها می‌توانند یک راه حل دائمی برای دندان‌های از دست رفته ارائه دهند.

the surgeon explained the risks of getting implants.

جراح خطرات انجام ایمپلنت را توضیح داد.

some patients experience discomfort after receiving implants.

برخی از بیماران بعد از دریافت ایمپلنت‌ها ناراحتی را تجربه می‌کنند.

implants require proper care and maintenance.

ایمپلنت‌ها نیاز به مراقبت و نگهداری مناسب دارند.

advances in technology have improved the quality of implants.

پیشرفت در فناوری، کیفیت ایمپلنت‌ها را بهبود بخشیده است.

she felt more confident after getting her implants.

او بعد از انجام ایمپلنت‌های خود احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید