electronic device
دستگاه الکترونیکی
mobile device
دستگاه تلفن همراه
smart device
دستگاه هوشمند
portable device
دستگاه قابل حمل
digital device
دستگاه دیجیتال
control device
دستگاه کنترلی
medical device
دستگاه پزشکی
protection device
دستگاه محافظتی
storage device
دستگاه ذخیرهسازی
measuring device
دستگاه اندازهگیری
mechanical device
دستگاه مکانیکی
test device
دستگاه تست
testing device
دستگاه تستکننده
device driver
درایور دستگاه
safety device
وسیله ایمنی
display device
دستگاه نمایشگر
protective device
دستگاه محافظ
driving device
دستگاه راننده
monitoring device
دستگاه نظارتی
feeding device
دستگاه تغذیه
input device
دستگاه ورودی
power device
دستگاه برق
semiconductor device
دستگاه نیمههادی
The device is in tram.
دستگاه در ترام قرار دارد.
the decorative device on the invitations.
وسیله تزئینی روی دعوتنامهها.
a device that will serve well.
دستگاهی که به خوبی عمل خواهد کرد.
the device is counting in binary.
دستگاه در حال شمارش دودویی است.
an electronic device with many uses
یک دستگاه الکترونیکی با کاربردهای متعدد
a device for opening bottles
دستگاهی برای باز کردن بطریها
The device will be in production by the end of the year.
این دستگاه تا پایان سال در تولید خواهد بود.
It is an electronic device with many uses.
این یک دستگاه الکترونیکی با کاربردهای متعدد است.
a semiconductor device capable of amplification
یک دستگاه نیمههادی که قادر به تقویت است.
a brooch with a fanciful and intricate device;
یک سنجاق سینه با طرحی خیال انگیز و پیچیده;
the device is a nod to the conventions of slapstick.
این دستگاه اشارهای به کنوانسیونهای کمدی اسلپاستیک است.
a robotic device for performing surgery.
یک دستگاه رباتیک برای انجام جراحی.
Change oil of the redactor in the drive device annually.
به طور سالانه روغن رداکتور را در دستگاه محرک عوض کنید.
a kitchen device that compacted the trash.
دستگاه آشپزخانه که زباله ها را فشرده می کرد.
A computer is a device for processing information.
یک کامپیوتر دستگاهی برای پردازش اطلاعات است.
The portable device easily knocks down.
دستگاه قابل حمل به راحتی سقوط می کند.
We feel safe with a protective device in the house.
ما با داشتن یک دستگاه محافظتی در خانه احساس امنیت می کنیم.
The device will save much time and effort for us.
این دستگاه زمان و تلاش زیادی را برای ما صرفه جویی خواهد کرد.
This device is the offspring of his inventive mind.
این دستگاه نتیجه خلاقیت ذهن اوست.
This device extracts and redistributes muscle memory.
این دستگاه حافظه عضلانی را استخراج و دوباره توزیع میکند.
منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)Sometimes, vacuum erection devices can be used.
گاهی اوقات میتوان از دستگاههای نعوظ خلأ استفاده کرد.
منبع: Osmosis - ReproductionA) Prevent students from overusing electronic devices.
الف) از استفاده بیش از حد دانشآموزان از دستگاههای الکترونیکی جلوگیری کنید.
منبع: Past English Level 4 Reading Exam PapersThen they prepared the Gadget nuclear device.
سپس آنها دستگاه هستهای Gadget را آماده کردند.
منبع: Vox opinionAnd it has a radar device. It has this long-wave radar.
و دارای یک دستگاه رادار است. این رادار موج بلند را دارد.
منبع: PBS Interview Environmental SeriesOh, hey. Nice virtual presence device. Thank you.
اوه، سلام. دستگاه حضور مجازی خوب. متشکرم.
منبع: The Big Bang Theory Season 4This will transform how devices operate within cities.
این باعث تغییر در نحوه عملکرد دستگاهها در شهرها خواهد شد.
منبع: CNN 10 Student English May 2019 CollectionRegardless, several states plan to test the device.
با این حال، چندین ایالت قصد دارند دستگاه را آزمایش کنند.
منبع: Science in 60 Seconds December 2017 CollectionThey are also applied using a suction device.
آنها همچنین با استفاده از یک دستگاه مکش اعمال میشوند.
منبع: VOA Special August 2016 CollectionThis car might have an explosive device inside.
این خودرو ممکن است یک دستگاه منفجره در داخل داشته باشد.
منبع: This month VOA Daily Standard Englishلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید