incentivizes

[ایالات متحده]/ɪnˈsɛntɪvaɪzɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈsɛntɪvaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را به انجام کاری ترغیب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

incentivizes performance

تشویق عملکرد

incentivizes growth

تشویق رشد

incentivizes innovation

تشویق نوآوری

incentivizes teamwork

تشویق کار تیمی

incentivizes learning

تشویق یادگیری

incentivizes investment

تشویق سرمایه گذاری

incentivizes participation

تشویق مشارکت

incentivizes efficiency

تشویق کارایی

incentivizes sales

تشویق فروش

incentivizes creativity

تشویق خلاقیت

جملات نمونه

the new policy incentivizes employees to perform better.

سیاست جدید، کارکنان را برای عملکرد بهتر ترغیب می‌کند.

the bonus program incentivizes teamwork among staff.

برنامه پاداش، همکاری بین کارکنان را تشویق می‌کند.

our company incentivizes innovation through rewards.

شرکت ما نوآوری را از طریق پاداش تشویق می‌کند.

offering discounts incentivizes customers to purchase more.

ارائه تخفیف، مشتریان را برای خرید بیشتر ترغیب می‌کند.

she believes that education incentivizes personal growth.

او معتقد است که آموزش، رشد شخصی را تشویق می‌کند.

the government incentivizes renewable energy investments.

دولت، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر را تشویق می‌کند.

effective marketing incentivizes brand loyalty.

بازاریابی موثر، وفاداری به برند را تشویق می‌کند.

our initiative incentivizes community involvement.

ابتکار عمل ما، مشارکت جامعه را تشویق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید