instigates

[ایالات متحده]/ˈɪnstɪɡeɪts/
[بریتانیا]/ˈɪnstɪɡeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ایجاد چیزی برای شروع یا رخ دادن، تحریک کردن
v. باعث شروع یا رخ دادن چیزی شدن، تحریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

instigates conflict

برانگیختن درگیری

instigates change

برانگیختن تغییر

instigates action

برانگیختن اقدام

instigates violence

برانگیختن خشونت

instigates debate

برانگیختن بحث

instigates response

برانگیختن پاسخ

instigates protest

برانگیختن اعتراض

instigates interest

برانگیختن علاقه

instigates tension

برانگیختن تنش

instigates discussion

برانگیختن بحث و گفتگو

جملات نمونه

he often instigates conflict among his friends.

او اغلب باعث ایجاد درگیری بین دوستانش می‌شود.

the teacher believes that competition instigates motivation.

معلم معتقد است که رقابت باعث ایجاد انگیزه می‌کند.

she instigates change within the organization.

او تغییرات را در سازمان ایجاد می‌کند.

the movie instigates a discussion about social issues.

فیلم باعث ایجاد بحثی در مورد مسائل اجتماعی می‌شود.

his actions instigate fear among the community.

اقدامات او باعث ایجاد ترس در بین مردم می‌شود.

the protest instigates a response from the government.

تظاهرات باعث ایجاد واکنشی از سوی دولت می‌شود.

she instigates the team to work harder on the project.

او تیم را تشویق می‌کند تا بیشتر روی پروژه کار کنند.

the article instigates readers to think critically.

مقاله باعث می‌شود خوانندگان به طور انتقادی فکر کنند.

his speech instigates a sense of urgency among the audience.

سخنرانی او باعث ایجاد حس فوریت در بین مخاطبان می‌شود.

they believe that the media often instigates public outrage.

آنها معتقدند که رسانه ها اغلب خشم عمومی را تحریک می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید