infancy

[ایالات متحده]/'ɪnf(ə)nsɪ/
[بریتانیا]/'ɪnfənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرحله اولیه توسعه؛ دوره نوزادی یا کودکی

جملات نمونه

opinion polls were in their infancy .

نظرسنجی‌ها در مراحل اولیه خود بودند.

Although laryngomalacia is the leading cause of stridor in infancy, vocal cord paralysis, despite its low incidence, is still the second most common cause.

اگرچه لارنگومالازیا شایع‌ترین علت استریدور در نوزادی است، فلج تارهای صوتی، علیرغم بروز کم آن، همچنان دومین علت شایع است.

During infancy, babies require a lot of care and attention.

در دوران نوزادی، نوزادان به مراقبت و توجه زیادی نیاز دارند.

Infancy is a critical period for brain development.

نوزادی یک دوره حیاتی برای رشد مغز است.

Infancy memories are often difficult to recall in adulthood.

خاطرات نوزادی اغلب به سختی در بزرگسالی قابل یادآوری هستند.

Infancy experiences can shape a person's personality later in life.

تجربه‌های نوزادی می‌توانند شخصیت یک فرد را در زندگی بعداً شکل دهند.

Infancy nutrition plays a crucial role in a child's growth and development.

تغذیه در دوران نوزادی نقش مهمی در رشد و تکامل کودک ایفا می‌کند.

Parental bonding is essential during infancy for healthy attachment.

پیوند والدین در دوران نوزادی برای ایجاد پیوستگی سالم ضروری است.

Infancy milestones include crawling, babbling, and first steps.

مراحل نوزادی شامل خزیدن، آب و تاب و اولین قدم‌ها است.

Infancy illnesses like colic and diaper rash are common among babies.

بیماری‌های نوزادی مانند دل درد و بثورات پوستی در نوزادان شایع هستند.

Infancy is a period of rapid physical growth and development.

نوزادی دوره‌ای از رشد و تکامل سریع جسمانی است.

Infancy is a time when babies explore the world around them through their senses.

نوزادی زمانی است که نوزادان جهان اطراف خود را از طریق حواس خود کشف می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

Quantum biology is still in its infancy.

زیست‌شناسی کوانتومی هنوز در مراحل ابتدایی خود است.

منبع: TED Talks (Audio Version) August 2015 Collection

Its consumer market remained in its infancy.

بازار مصرف آن هنوز در مراحل اولیه خود باقی ماند.

منبع: New York Times

They went on to have 15 children together, 11 of whom survived their infancy.

آنها با هم صاحب 15 فرزند شدند که 11 نفر از آنها دوران نوزادی خود را پشت سر گذاشتند.

منبع: Children's Learning Classroom

Menstrual-cycle coaching is, then, in its infancy.

بنابراین، آموزش چرخه قاعدگی هنوز در مراحل ابتدایی خود است.

منبع: The Economist - Technology

The epidemiology of the oceans is still in its infancy.

اپیدمیولوژی اقیانوس‌ها هنوز در مراحل ابتدایی خود است.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American March 2021 Compilation

" How many lived past infancy" ? she asked bluntly.

"چند نفر از نوزادی جان سالم به در بردند؟" او به طور صریح پرسید.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

Oh, immortal infancy, and innocency of the azure!

ای نوزادی جاودانه و معصومیت آسمان آبی!

منبع: Moby-Dick

Oh, no, dear. Science is still in its infancy.

نه، عزيزم. علم هنوز در مراحل ابتدایی خود است.

منبع: When the Wind Blows Selected

Annie was sleeping ten hours a night from infancy.

آننی از نوزادی شبانه 10 ساعت می‌خوابید.

منبع: Our Day Season 2

Once more my limbs were chained in second infancy.

بار دیگر اندام من در نوزادی دوم به زنجیر کشیده شد.

منبع: Monk (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید