instead of
به جای
they serve wine instead of beer.
آنها به جای آبجو، شراب سرو میکنند.
I will go instead of you.
من به جای شما خواهم رفت.
Instead of electricity, there were kerosene lanterns.
به جای برق، چراغ های نفتی وجود داشت.
yearned instead for a home and family.
به جای آن، برای داشتن یک خانه و خانواده مشتاق بودند.
ordered chicken instead of fish.
به جای ماهی، مرغ سفارش دادند.
he pays with cash instead of with plastic.
او به جای کارت اعتباری با پول نقد پرداخت می کند.
They opt for more holiday instead of more pay.
آنها به جای حقوق بیشتر، تعطیلات بیشتری را انتخاب میکنند.
She chose happiness instead of wealth.
او به جای ثروت، شادی را انتخاب کرد.
Will you go to the party instead of me?
آیا شما به جای من به مهمانی خواهید رفت؟
Give me this instead of that.
به جای آن، این را به من بده.
Try to laugh at it instead of getting uptight.
سعی کنید به آن بخندید به جای اینکه مضطرب شوید.
I'll have the green peas instead of the spinach.
من به جای اسفناج، نخود فرنگی خواهم داشت.
to introduce standard fees instead of hourly rates.
برای معرفی هزینههای استاندارد به جای نرخ ساعتی.
walk to work instead of going by car.
به جای رفتن با ماشین، پیاده به محل کار بروید.
the bassoon plays G natural instead of A flat.
باسوون به جای A flat، G natural مینوازد.
got a mark of 95 instead of 100.
نمره 95 گرفتند به جای 100.
If you cannot go, he'll go instead of you.
اگر نمیتوانید بروید، او به جای شما خواهد رفت.
She decided to leave here on Sunday instead of Monday.
او تصمیم گرفت یکشنبه به جای دوشنبه از اینجا خارج شود.
They sit around chewing the fat instead of working.
آنها به جای کار، دور هم جمع شده و چاقو میخورند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید