interagency

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همکاری و هماهنگی بین نهادهای دولتی مختلف.

عبارات و ترکیب‌ها

interagency cooperation

همکاری بین سازمانی

interagency collaboration

همکاری بین سازمانی

interagency communication

ارتباط بین سازمانی

جملات نمونه

interagency cooperation is essential for effective disaster response

همکاری بین‌سازمانی برای پاسخگویی موثر به فاجعه ضروری است.

the interagency task force was established to address the issue

گروه وظیفه‌ای بین‌سازمانی برای رسیدگی به این موضوع ایجاد شد.

interagency communication is key to successful law enforcement operations

ارتباطات بین‌سازمانی کلید عملیات موفقیت‌آمیز اجرای قانون است.

the interagency collaboration led to groundbreaking research findings

همکاری بین‌سازمانی منجر به کشف یافته‌های تحقیقاتی پیشگام شد.

interagency coordination is necessary to streamline government processes

هماهنگی بین‌سازمانی برای ساده‌سازی فرآیندهای دولتی ضروری است.

the interagency team worked together to combat cyber threats

تیم بین‌سازمانی برای مقابله با تهدیدات سایبری با هم همکاری کردند.

interagency partnerships are crucial for national security efforts

همکاری‌های بین‌سازمانی برای تلاش‌های امنیت ملی بسیار مهم هستند.

the interagency working group met to discuss policy implications

گروه کاری بین‌سازمانی برای بحث در مورد پیامدهای سیاست تشکیل جلسه داد.

interagency collaboration is becoming increasingly common in government initiatives

همکاری بین‌سازمانی به طور فزاینده‌ای در طرح‌های دولتی رایج شده است.

the interagency task force successfully dismantled the criminal network

گروه وظیفه‌ای بین‌سازمانی با موفقیت شبکه جنایی را منهدم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید