interdependence

[ایالات متحده]/ˌɪntədɪ'pendəns/
[بریتانیا]/ˌɪntɚdɪ'pɛndəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وابستگی متقابل

جملات نمونه

the interdependence of capital and labo(u)r

درهم‌پیوندی سرمایه و نیروی کار

By the same token,the everlasting interdependence is actually an everlasting love.

به همین ترتیب، وابستگی ابدی در واقع عشق ابدی است.

The two countries have a strong economic interdependence.

دو کشور دارای وابستگی اقتصادی قوی هستند.

Globalization has increased the interdependence of nations.

جهانی‌شدن باعث افزایش وابتدگی بین کشورها شده است.

There is an interdependence between technology and society.

بین فناوری و جامعه وابستگی وجود دارد.

The success of the project relies on the interdependence of team members.

موفقیت پروژه به وابتدگی بین اعضای تیم بستگی دارد.

Interdependence among different departments is crucial for the company's efficiency.

وابتدگی بین بخش‌های مختلف برای کارایی شرکت بسیار مهم است.

The ecosystem demonstrates the interdependence of all living organisms.

زیست‌بوم وابتدگی تمام موجودات زنده را نشان می‌دهد.

The interdependence of the supply chain affects the entire production process.

وابتدگی زنجیره تأمین کل فرآیند تولید را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

Interdependence in relationships is essential for a healthy partnership.

وابتدگی در روابط برای یک مشارکت سالم ضروری است.

The interdependence of trade agreements can impact global economies.

وابتدگی توافقات تجاری می‌تواند بر اقتصادهای جهانی تأثیر بگذارد.

Interdependence fosters cooperation and collaboration among team members.

وابتدگی همکاری و مشارکت را بین اعضای تیم تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید