irrefutable evidence
اثبات غیرقابل انکار
irrefutable argument
استدلال غیرقابل انکار
irrefutable truth
حقیقت غیرقابل انکار
irrefutable evidence of guilt
گواهی غیرقابل انکار بر گناه
irrefutable arguments; irrefutable evidence of guilt.
دلایل غیرقابل انکار؛ شواهد غیرقابل انکار گناه
The scientists presented irrefutable evidence to support their theory.
دانشمندان شواهد غیرقابل انکاری را برای حمایت از نظریه خود ارائه دادند.
It was an irrefutable fact that the sun rises in the east.
این یک واقعیت غیرقابل انکاری بود که خورشید در شرق طلوع می کند.
The detective found irrefutable proof of the suspect's guilt.
مامور پلیس شواهد غیرقابل انکاری از گناه مظنون پیدا کرد.
Her alibi was irrefutable, so she was acquitted of the crime.
مدعای بیگناهی او غیرقابل انکار بود، بنابراین او از اتهام تبرئه شد.
The judge considered the witness's testimony to be irrefutable.
قاضی شهادت شاهد را غیرقابل انکار تلقی کرد.
The company's success was based on irrefutable data and market research.
موفقیت شرکت بر اساس داده ها و تحقیقات بازار غیرقابل انکار بود.
The lawyer presented irrefutable arguments in court.
وکیل استدلال های غیرقابل انکاری در دادگاه ارائه داد.
His alibi was proven to be irrefutable, leading to his release from custody.
اثبات شد که مدعای بیگناهی او غیرقابل انکار است، که منجر به آزادی او از بازداشت شد.
The historical documents provided irrefutable proof of the ancient civilization's existence.
اسناد تاریخی شواهد غیرقابل انکاری از وجود تمدن باستانی ارائه دادند.
The expert testimony provided irrefutable support for the defendant's innocence.
شهادت کارشناس از بیگناهی متهم حمایت غیرقابل انکاری کرد.
It's irrefutable proof that you were here.
این یک مدرک غیرقابل انکار است مبنی بر اینکه شما اینجا بودید.
منبع: American Horror Story: Season 2But Hindus believed this site is where Lord Ram, one of the most irrefutable deities in Hinduism, was born.
اما هندوها معتقد بودند که این مکان جایی است که لرد رام، یکی از الهه های غیرقابل انکار در هندوئیسم، متولد شد.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthThat is the last — the irrefutable proof.
این آخرین مورد است - مدرک غیرقابل انکار.
منبع: Murder at the golf courseBut I will give you one last irrefutable proof.
اما من یک مدرک غیرقابل انکار دیگر به شما خواهم داد.
منبع: Murder at the golf courseI did not want irrefutable proof of what had been suggested at Thanksgiving.
من نمیخواستم مدرک غیرقابل انکاری از آنچه در روز شکرگزاری پیشنهاد شده بود، داشته باشم.
منبع: Still Me (Me Before You #3)And they feel irrefutable because of everything you said about the source data.
و آنها غیرقابل انکار به نظر میرسند به دلیل همه چیزهایی که شما در مورد دادههای منبع گفتید.
منبع: "Christian Science Monitor" podcast seriesThe supposition that Remedios the Beauty possessed powers of death was then borne out by four irrefutable events.
حدس اینکه رمدیوس زیبا دارای قدرتهای مرگ بود، سپس توسط چهار رویداد غیرقابل انکار تأیید شد.
منبع: One Hundred Years of SolitudeIt must be admitted that to many persons remarks of that kind seemed (and still seem) irrefutable arguments.
باید پذیرفت که نظراتی از این نوع برای بسیاری از افراد به نظر (و هنوز هم) استدلالهای غیرقابل انکاری میرسید.
منبع: The Night Before (Part 1)We see irrefutable evidence that man-made greenhouse gas emissions are warming our atmosphere at rates faster than any time in recorded history.
ما شواهد غیرقابل انکاری میبینیم که انتشار گازهای گلخانهای ناشی از فعالیتهای انسان، جو ما را با سرعتی سریعتر از هر زمان دیگری در تاریخ ثبت شده، گرم میکند.
منبع: VOA Standard August 2013 CollectionJournalists should beware of describing academic findings as though they are irrefutable or suggesting that tentative correlations are magic solutions.
روزنامهنگاران باید از توصیف یافتههای علمی به گونهای که گویی غیرقابل انکار هستند یا پیشنهاد میکنند که همبستگیهای احتمالی راه حلهای جادویی هستند، اجتناب کنند.
منبع: The Economist Cultureلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید