a questionable stockbroker.
یک کارگزار مشکوک.
a few men of allegedly questionable character.
چند مرد با مشخصات مشکوک
Their motives for undertaking this study are highly questionable.
انگیزههای آنها برای انجام این مطالعه بسیار مشکوک است.
Your argument is based on a set of questionable assumptions.
استدلال شما بر اساس مجموعه ای از فرضیات مشکوک است.
they were deciding which measurements are questionable and which are keepers.
آنها در حال تصمیمگیری بودند که کدام اندازهگیریها مشکوک و کدامها قابل قبول هستند.
a shady grove of catalpas) or figuratively to what is of questionable honesty (
یک منطقه سایهدار از درختان چالتاپس) یا به طور استعاری به آنچه که از نظر صداقت مشکوک است (
Independent accountants audit the company annually. The IRS audits questionable income tax returns.
حسابداران مستقل به طور سالانه شرکت را حسابرسی میکنند. سازمان امور مالیاتی بازگشتهای مالیاتی مشکوک را حسابرسی میکند.
That company engages in questionable business practices. Facial tattooing is a standard practice among certain peoples.
آن شرکت درگیر شیوههای تجاری مشکوک است. خالکوبی صورت یک عمل استاندارد در میان برخی از اقوام است.
3) Geographic isolation may facilitate cryptic speciation of marine holoplankton.However,contribution of allopatric speciation is still questionable;
3) انزوای جغرافیایی ممکن است گونهزایی پنهان سختپوستانی دریایی را تسهیل کند. با این حال، سهم گونهزایی همنژادی هنوز هم قابل سوال است;
Whether this is true is questionable); often, however, it implies dubious morality, respectability, or propriety:
اینکه آیا این درست است یا نه، قابل سوال است؛ با این حال، اغلب به اخلاق، اعتبار یا شایستگی مشکوک اشاره دارد:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید