kinks

[ایالات متحده]/kɪŋks/
[بریتانیا]/kɪŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه راک بریتانیایی که در دهه ۱۹۶۰ تشکیل شد؛ نام یک گروه راک بریتانیایی

عبارات و ترکیب‌ها

kinks out

بیرون رفتن پیچیدگی‌ها

work out kinks

رفع پیچیدگی‌ها

kinks in

پیچیدگی در

smooth out kinks

صاف کردن پیچیدگی‌ها

kinks fixed

پیچیدگی‌ها رفع شدند

kinks addressed

پیچیدگی‌ها رسیدگی شد

kinks revealed

پیچیدگی‌ها آشکار شدند

kinks identified

تشخیص پیچیدگی‌ها

kinks resolved

پیچیدگی‌ها حل شدند

kinks discovered

کشف پیچیدگی‌ها

جملات نمونه

we need to work out the kinks in the project.

ما باید مشکلات و کمبودهای پروژه را برطرف کنیم.

she has a few kinks in her plan that need addressing.

او چند مشکل در طرح خود دارد که باید رسیدگی شود.

let's iron out the kinks before the presentation.

قبل از ارائه، مشکلات و کمبودها را برطرف کنیم.

there are always kinks when starting a new business.

هنگام شروع یک کسب و کار جدید همیشه مشکلاتی وجود دارد.

he managed to fix the kinks in the software.

او توانست مشکلات نرم افزار را برطرف کند.

we should address the kinks in our communication.

ما باید به مشکلات ارتباطی خود رسیدگی کنیم.

finding the kinks in the system took some time.

پیدا کردن مشکلات سیستم مدتی طول کشید.

they are working to eliminate the kinks in the process.

آنها در تلاشند تا مشکلات فرآیند را از بین ببرند.

every new gadget has its kinks that need to be fixed.

هر وسیله جدیدی مشکلاتی دارد که باید رفع شود.

we need to identify the kinks in our strategy.

ما باید مشکلات استراتژی خود را شناسایی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید