lyricize

[ایالات متحده]/ˈlɪrɪsaɪz/
[بریتانیا]/ˈlɪrɪˌzaɪz/

ترجمه

v. به نوشتن اشعار یا شعر به سبک لیرکی بپردازید

عبارات و ترکیب‌ها

lyricize a song

آهنگسازی کردن

lyricize emotions

احساسات را شعرگونه بیان کردن

lyricize the moment

لحظه را شعرگونه بیان کردن

lyricize a story

داستان را شعرگونه بیان کردن

lyricize feelings

احساسات را شعرگونه بیان کردن

lyricize a theme

یک مضمون را شعرگونه بیان کردن

lyricize passion

شور و اشتیاق را شعرگونه بیان کردن

lyricize thoughts

افکار را شعرگونه بیان کردن

lyricize experiences

تجربه‌ها را شعرگونه بیان کردن

lyricize memories

خاطرات را شعرگونه بیان کردن

جملات نمونه

she loves to lyricize her emotions in poetry.

او عاشق بیان احساسات خود در شعر است.

many songwriters lyricize their experiences to connect with listeners.

بسیاری از ترانه‌سراها تجربیات خود را برای ارتباط با شنوندگان به شعر تبدیل می‌کنند.

he can lyricize any mundane situation into a beautiful song.

او می‌تواند هر موقعیت معمولی را به یک آهنگ زیبا تبدیل کند.

to lyricize effectively, you need to tap into your inner feelings.

برای شعرپردازی مؤثر، باید به احساسات درونی خود دست یابید.

she tried to lyricize her heartbreak in a new melody.

او سعی کرد دلشکستگی خود را در یک ملودی جدید به شعر تبدیل کند.

writers often lyricize their thoughts to convey deeper meanings.

نویسندگان اغلب افکار خود را به شعر تبدیل می‌کنند تا معانی عمیق‌تری را منتقل کنند.

he can easily lyricize complex emotions into relatable lyrics.

او به راحتی می‌تواند احساسات پیچیده را به اشعاری قابل ارتباط تبدیل کند.

to lyricize is to transform feelings into art.

شعرپردازی به معنای تبدیل احساسات به هنر است.

she often lyricizes her dreams and aspirations in her songs.

او اغلب رویاها و آرزوهای خود را در آهنگ‌هایش به شعر تبدیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید