maze

[ایالات متحده]/meɪz/
[بریتانیا]/meɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هزارتو; سردرگمی; گیجی
vt. گیج کردن; متحیر کردن; در سردرگمی گم کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

lost in maze

گم شده در هزارتو

جملات نمونه

a maze of petty regulations.

یک هزارتوی قوانین جزئی

a maze of bureaucratic divisions.

یک هزارتوی تقسیمات اداری

a maze of government regulations.

یک هزارتوی مقررات دولتی

a maze of railway lines

یک هزارتوی خطوط ریلی

a maze of bureaucratic and legalistic complexities.

یک هزارتوی پیچیدگی‌های اداری و قانونی

an inextricable maze; an inextricable web of deceit.

یک هزارتوی غیرقابل گشودن؛ یک تارعنکبوتی فریب.

a maze of legal mumbo jumbo.

یک هزارتوی سخنان بی‌معنی حقوقی

a maze of narrow winding streets

یک هزارتوی خیابان‌های باریک و پیچ‌درپیچ

She was lost in the maze for several hours.

او چندین ساعت در هزارتو گم شده بود.

visions of a fantastic, maze-like building.

تصوراتی از یک ساختمان فوق العاده و مانند هزارتو.

they were trapped in a menacing maze of corridors.

آنها در یک هزارتوی تهدیدآمیز از راهروها به دام افتاده بودند.

she was still mazed with the drug she had taken.

او هنوز به دلیل دارویی که مصرف کرده بود، گیج بود.

I was bewildered by the maze of streets in the city.

من در برابر هزارتو خیابان‌های شهر گیج شده بودم.

He found his way through the complex maze of corridors.

او راه خود را از میان هزارتوی پیچیده راهروها پیدا کرد.

I followed him through a maze of narrow alleys.

من او را از طریق هزارتوئی از کوچه های باریک دنبال کردم.

a basement that harbors a maze of pipes; streams that harbor trout and bass.

یک زیرزمین که دارای هزارتوی لوله‌ها است؛ نهرها که ماهی قزل‌آلا و باس را در خود جای داده‌اند.

Lashley failed to find the engram—his experimental animals were still able to find their way through the maze, no matter where he put lesions on their brains.

لاشلی نتوانست انگرام را پیدا کند - حیوانات آزمایشگاهی او هنوز قادر بودند راه خود را از هزارتو پیدا کنند، مهم نبود که او در کجا ضایعاتی روی مغز آنها قرار دهد.

Fantine had long evaded Tholomyes in the mazes of the hill of the Pantheon, where so many adventurers twine and untwine, but in such a way as constantly to encounter him again.

فانتین مدت طولانی بود که از تلومی در هزارگانه تپه پانتئون اجتناب می‌کرد، جایی که ماجراجویان زیادی در هم و درهم می‌پیچند و باز می‌شوند، اما به گونه‌ای که دائماً دوباره با او روبرو می‌شوند.

The spring, the summer, The childing autumn, angry winter, change Their wonted liveries;and the mazed world, By their increase, now knows not which is which.

بهار، تابستان، پاییز بارور، زمستان خشمگین، تغییر می‌کنند لباس‌های معمول خود؛ و دنیای سرگردان، با افزایش آنها، دیگر نمی‌داند کدام کدام است.

The day after my arrival, I wandered through the ankle-high maze of the palace remains in search of the great central megaron, or throne room, where the wanax presided.

روز بعد از ورود من، من در میان بقایای کاخ با ارتفاع مچ پا و در جستجوی بزرگترین اتاق مرکزی به نام میگرون یا تالار سلطنتی که واناک در آنجا حکومت می‌کرد، چرخیدم.

نمونه‌های واقعی

It's a, it's a maze of information out there.

این یک هزارتوی اطلاعات است.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Jake and Jane race round the maze.

جیک و جین در هزارتو مسابقه می‌دهند.

منبع: I love phonics.

We are freeing you from the horrible tax maze.

ما شما را از هزارتوی مالیات وحشتناک آزاد می‌کنیم.

منبع: Audio version of Trump's weekly television addresses (2017-2018 collection)

It took 70 man hours to dig out the maze.

هفتاد ساعت کار برای بیرون کشیدن از هزارتو طول کشید.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

Wow, Squirrels, looks like you've made a maze around Duggee!

واو، سنجاب‌ها، به نظر می‌رسد شما دور دوگی یک هزارتو ساخته‌اید!

منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)

Archeological attempts to find the fabled maze have come up empty handed.

تلاش‌های باستان‌شناسی برای یافتن هزارتوی افسانه‌ای بی‌نتیجه بوده است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

First it was the paper and pencil maze.

ابتدا هزارتوی کاغذ و مداد بود.

منبع: Flowers for Algernon

One test featured a maze that had both enclosed and open tunnels.

یک آزمایش شامل هزارتویی بود که هم تونل‌های سرپوشیده و هم تونل‌های باز داشت.

منبع: The Economist - Technology

The tunnels inside were a perfect maze till you got to know them.

تونل‌های داخل یک هزارتو عالی بودند تا زمانی که آنها را شناختید.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

Jake and Jane get lost in the maze.

جیک و جین در هزارتو گم می‌شوند.

منبع: I love phonics.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید