business modernizer
به روز رسان کسب و کار
technology modernizer
به روز رسان فناوری
education modernizer
به روز رسان آموزش
society modernizer
به روز رسان جامعه
infrastructure modernizer
به روز رسان زیرساخت
culture modernizer
به روز رسان فرهنگ
policy modernizer
به روز رسان سیاست
system modernizer
به روز رسان سیستم
market modernizer
به روز رسان بازار
service modernizer
به روز رسان خدمات
the modernizer of the company introduced new technology.
نوآور شرکت، فناوری جدیدی را معرفی کرد.
as a modernizer, she transformed the outdated processes.
به عنوان یک نوآور، او فرآیندهای قدیمی را متحول کرد.
the government appointed a modernizer to improve infrastructure.
دولت یک نوآور را برای بهبود زیرساختها منصوب کرد.
his role as a modernizer was crucial for the project's success.
نقش او به عنوان یک نوآور برای موفقیت پروژه بسیار مهم بود.
she is known as a modernizer in the field of education.
او به عنوان یک نوآور در زمینه آموزش شناخته میشود.
the modernizer's vision led to significant changes.
چشمانداز نوآور منجر به تغییرات قابل توجهی شد.
we need a modernizer to revamp our marketing strategy.
ما به یک نوآور برای بازسازی استراتژی بازاریابی خود نیاز داریم.
the modernizer focused on sustainability and innovation.
نوآور بر پایداری و نوآوری تمرکز کرد.
many viewed him as the modernizer of traditional practices.
بسیاری او را به عنوان نوآور روشهای سنتی میدیدند.
her approach as a modernizer inspired many young leaders.
رویکرد او به عنوان یک نوآور الهام بخش بسیاری از رهبران جوان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید