modifications

[ایالات متحده]/ˌmɒdɪfɪˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌmɑːdɪfɪˈkeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییرات ایجاد شده در چیزی؛ محدودیت‌ها یا تنظیمات؛ نرم شدن یا تغییر

عبارات و ترکیب‌ها

minor modifications

اصلاحات جزئی

significant modifications

اصلاحات قابل توجه

recent modifications

اصلاحات اخیر

necessary modifications

اصلاحات ضروری

proposed modifications

اصلاحات پیشنهادی

further modifications

اصلاحات بیشتر

technical modifications

اصلاحات فنی

design modifications

اصلاحات طراحی

requested modifications

اصلاحات درخواست شده

final modifications

اصلاحات نهایی

جملات نمونه

we need to make some modifications to the project plan.

ما نیاز به ایجاد برخی تغییرات در طرح پروژه داریم.

her modifications improved the overall quality of the report.

تغییرات او باعث بهبود کیفیت کلی گزارش شد.

the software requires several modifications before it can be released.

نرم افزار قبل از انتشار به چندین تغییر نیاز دارد.

he suggested modifications to enhance user experience.

او تغییراتی را برای بهبود تجربه کاربر پیشنهاد کرد.

after reviewing, we decided on the modifications needed.

پس از بررسی، ما تصمیم گرفتیم چه تغییراتی لازم است.

they implemented modifications based on client feedback.

آنها تغییراتی را بر اساس بازخورد مشتریان اجرا کردند.

modifications to the design were necessary for better functionality.

برای عملکرد بهتر، تغییراتی در طراحی ضروری بود.

we discussed potential modifications during the meeting.

ما در طول جلسه در مورد تغییرات احتمالی بحث کردیم.

her modifications were crucial for the success of the initiative.

تغییرات او برای موفقیت این طرح بسیار مهم بود.

timely modifications can save the project from delays.

تغییرات به موقع می تواند از تاخیر پروژه جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید