monumentally

[ایالات متحده]/ˌmɑnju'mɛntəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که مهم و به طرز قابل توجهی بزرگ است

جملات نمونه

Few things are as monumentally ugly as the Israeli separation wall on Jerusalem's edge.

چیزهای کمی به اندازه دیوار حائل اسرائیل در حاشیه اورشلیم زشت هستند.

The project was monumentally challenging.

این پروژه به طور غیرقابل مقداری چالش برانگیز بود.

She made a monumentally bad decision.

او تصمیم بسیار بدی گرفت.

The concert was monumentally successful.

اجرا به طور غیرقابل مقداری موفقیت آمیز بود.

Their relationship was monumentally complicated.

رابطه آنها به طور غیرقابل مقداری پیچیده بود.

The task ahead of us is monumentally important.

وظیفه ای که پیش روی ماست به طور غیرقابل مقداری مهم است.

He faced a monumentally difficult problem.

او با یک مشکل بسیار دشوار روبرو شد.

The company's growth has been monumentally rapid.

رشد شرکت به طور غیرقابل مقداری سریع بوده است.

The movie was monumentally boring.

فیلم به طور غیرقابل مقداری خسته کننده بود.

She was monumentally unprepared for the exam.

او به طور غیرقابل مقداری برای امتحان آماده نبود.

The novel was monumentally long.

رمان به طور غیرقابل مقداری طولانی بود.

نمونه‌های واقعی

Construction projects across this region are therefore monumentally challenging, time-consuming and expensive tasks to complete.

پروژه‌های ساختمانی در این منطقه به همین دلیل به طور غیرقابل مقداری چالش‌برانگیز، زمان‌بر و پرهزینه هستند.

منبع: Realm of Legends

So Olson wanted to know just how King John fumbled it so monumentally.

بنابراین اولسون می‌خواست بداند که چگونه پادشاه جان آن را به طور غیرقابل مقداری خراب کرد.

منبع: Reel Knowledge Scroll

Against this backdrop, Liao Yuan's silhouette appeared both insignificant and monumentally brave.

در برابر این پیش‌زمینه، چهره‌ی لiao یوآن هم بی‌اهمیت و هم به طور غیرقابل مقداری شجاع به نظر می‌رسید.

منبع: 202320

For his critics, however, the crimes of Watergate were only the most damaging expression of a temperament monumentally ill-suited to the highest office.

با این حال، برای منتقدانش، جنایات واترگیت تنها بیان آسیب‌رسان‌تر از خلق و خویی بود که به طور غیرقابل مقداری برای بالاترین مقام مناسب نبود.

منبع: The Economist - International

Out of those experiences, everything from pomp to humor to grief to majesty to the profoundly gruesome and monumentally spiritual worked its way into his tone.

از آن تجربیات، همه چیز از شکوه و عظمت گرفته تا طنز، غم و اندوه، شکوه و عظمت و به طور عمیقاً دلخراش و به طور غیرقابل مقداری معنوی، راه خود را به لحن او باز کرد.

منبع: Stories of World Famous Actors and Stars

But even once you get across one of these countries and you arrive at Afghanistan's borders, you're going to be met with Afghanistan's monumentally challenging terrain.

اما حتی زمانی که از یکی از این کشورها عبور کرده و به مرزهای افغانستان می‌رسید، با زمین به طور غیرقابل مقداری دشوار افغانستان روبرو خواهید شد.

منبع: Realm of Legends

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید