colossally large
بسیار بزرگ
colossally important
بسیار مهم
colossally successful
بسیار موفق
colossally expensive
بسیار گران
colossally talented
بسیار با استعداد
colossally powerful
بسیار قدرتمند
colossally funny
بسیار خندهدار
colossally difficult
بسیار دشوار
colossally ambitious
بسیار جاه طلب
colossally rich
بسیار ثروتمند
the project was colossally successful, exceeding all expectations.
پروژه فوقالعاده موفق بود و از همه انتظارات فراتر رفت.
she made a colossally bad decision that affected her career.
او تصمیمی فوقالعاده بد گرفت که بر زندگی حرفهایاش تأثیر گذاشت.
the colossally large statue attracted tourists from all over the world.
مجسمه بسیار بزرگ توجه گردشگران را از سراسر جهان به خود جلب کرد.
his colossally loud voice could be heard across the entire room.
صدای بسیار بلند او در کل اتاق شنیده میشد.
they faced colossally difficult challenges during the expedition.
آنها در طول экспедиция با چالشهای بسیار دشوار روبرو شدند.
the company's colossally high profits surprised everyone.
سود بسیار زیاد شرکت همه را شگفتزده کرد.
he has a colossally impressive collection of rare books.
او مجموعهای بسیار چشمگیر از کتابهای کمیاب دارد.
the movie's colossally intricate plot left viewers confused.
طرح بسیار پیچیده فیلم بینندگان را سردرگم کرد.
she won a colossally large prize in the lottery.
او در قرعهکشی جایزه بسیار بزرگی برد.
the colossally ambitious plan required extensive resources.
برنامهی بسیار جاهطلبانه به منابع گسترده نیاز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید