multiform

[ایالات متحده]/ˈmʌltɪfɔːm/
[بریتانیا]/ˈmʌltɪfɔrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای اشکال یا ظواهر متعدد؛ متنوع در شکل یا شخصیت

عبارات و ترکیب‌ها

multiform approach

رویکرد چندگانه

multiform strategy

استراتژی چندگانه

multiform analysis

تجزیه و تحلیل چندگانه

multiform solutions

راه حل های چندگانه

multiform perspectives

دیدگاه های چندگانه

multiform applications

کاربردهای چندگانه

multiform designs

طرح های چندگانه

multiform expressions

عبارات چندگانه

multiform identities

هویت های چندگانه

multiform cultures

فرهنگ های چندگانه

جملات نمونه

the artist's work is known for its multiform styles.

آثار هنرمند به خاطر سبک‌های چندگانه اش شناخته شده است.

multiform solutions are needed to tackle this complex problem.

برای مقابله با این مشکل پیچیده به راه حل های چند وجهی نیاز است.

the multiform nature of the festival attracts diverse crowds.

طبیعت چند وجهی جشنواره، جمعیت متنوعی را به خود جذب می کند.

her multiform talents make her an asset to the team.

مهارت های چند وجهی او، او را به یک دارایی برای تیم تبدیل می کند.

the multiform challenges in the project require innovative thinking.

چالش های چند وجهی در پروژه، تفکر نوآورانه ای را می طلبد.

he expressed his ideas in a multiform manner.

او ایده های خود را به روشی چند وجهی بیان کرد.

the multiform landscape of the region is breathtaking.

منظره چند وجهی منطقه نفس گیر است.

multiform perspectives are essential for a comprehensive understanding.

دیدگاه های چند وجهی برای درک جامع ضروری هستند.

in a multiform society, everyone has a voice.

در یک جامعه چند وجهی، همه صدایی دارند.

the multiform aspects of culture enrich our lives.

جنبه های چند وجهی فرهنگ، زندگی ما را غنی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید