different

[ایالات متحده]/'dɪf(ə)r(ə)nt/
[بریتانیا]/'dɪfrənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متمایز، متفاوت، فردی، مختلف

عبارات و ترکیب‌ها

different from

متفاوت از

different kinds

انواع مختلف

in different ways

به روش‌های مختلف

totally different

کاملاً متفاوت

different than

متفاوت از

different responses

پاسخ‌های مختلف

different in kind

متفاوت در نوع

جملات نمونه

be different in character

بودن متفاوت در شخصیت

every different figure with different phiz and look.

هر شکل متفاوت با چهره و ظاهر متفاوت.

Different laws obtain in different places.

قوانین متفاوت در مکان های مختلف حاکم هستند.

a medley of different ideas

آمیزه ای از ایده های مختلف

this is quite a different problem.

این یک مسئله کاملاً متفاوت است.

this is different from that.

این با آن متفاوت است.

alcohol of different strengths

الکل با مقاومت‌های مختلف

a man of a different paste

مردی با خمیر متفاوتی

a collection of different personalities

مجموعه‌ای از شخصیت‌های مختلف

There are three different answers.

سه جواب متفاوت وجود دارد.

That's a different issue altogether.

آن یک مسئله کاملاً متفاوت است.

a different point of view.

یک دیدگاه متفاوت.

the LP is a collision of different styles.

LP ترکیبی از سبک‌های مختلف است.

children mature at different ages.

کودکان در سنین مختلف به بلوغ می رسند.

the message is open to different interpretations.

پیام برای تفسیرهای مختلف باز است.

saw the situation in a different light.

وضعیت را با دیدگاه متفاوتی دید.

a different yet relative reason

یک دلیل متفاوت اما نسبی

a man of quite a different stripe

مردی با یک نوع متفاوت

We move in different spheres.

ما در حوزه های مختلف حرکت می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید