names

[ایالات متحده]/neɪmz/
[بریتانیا]/neɪmz/

ترجمه

n.تکثیر اسم؛ شناسه یا عنوان
v.سوم شخص مفرد اسم؛ نام‌گذاری یا فهرست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

namesake

نام‌نگر

calling names

نام‌خوانی

list of names

لیست نام‌ها

names and addresses

نام‌ها و آدرس‌ها

fake names

نام‌های جعلی

namesake's legacy

میراث نام‌نگر

names changed

تغییر نام‌ها

جملات نمونه

my grandmother always remembered people's names.

مادربزرگم همیشه نام افراد را به خاطر داشت.

the list of names was surprisingly long.

لیست نام‌ها به طرز شگفت‌انگیزی طولانی بود.

he gave me a list of names to contact.

او لیستی از نام‌ها برای تماس با من داد.

she knew all the names of her students.

او تمام اسامی دانش‌آموزانش را می‌دانست.

the company is searching for new names in the industry.

شرکت به دنبال نام‌های جدید در این صنعت است.

they exchanged names and phone numbers.

آنها نام و شماره تلفن با یکدیگر رد و بدل کردند.

the project needs creative names for the product.

پروژه به نام‌های خلاقانه برای محصول نیاز دارد.

he forgot her name immediately.

او بلافاصله نام او را فراموش کرد.

the witness gave the suspect's name to the police.

شاهد نام مظنون را به پلیس گفت.

the author used pseudonyms for the characters' names.

نویسنده برای نام شخصیت‌ها از نام‌های مستعار استفاده کرد.

they are brainstorming names for the new team.

آنها در حال طوفان فکری برای نام تیم جدید هستند.

the database contains a vast number of names.

پایگاه داده شامل تعداد زیادی نام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید