neglected child
کودک مورد غفلت قرار گرفته
neglect of
غفلت از
neglect of duty
تخلا از وظایف
It is a sadly neglected work.
این یک اثر فراموش شده و نادیده گرفته شده غم انگیز است.
he neglected to write to her.
او فراموش کرد به او نامه بنویسد.
neglected to return the call.
فراموش کرد تماس را پس بگیرد.
The government neglected industry.
دولت صنایع را نادیده گرفت.
They neglected to lay a good foundation.
آنها فراموش کردند یک پایه محکم بسازند.
The house wore a neglected look.
خانه ظاهری نادیده گرفته شده داشت.
The building is sorely neglected.
ساختمان به شدت نادیده گرفته شده است.
He neglected to lock the door yesterday.
او دیروز فراموش کرد در را قفل کند.
He neglected his health.
او سلامتی خود را نادیده گرفت.
neglected his health and paid the penalty.
او سلامتی خود را نادیده گرفت و جریمه پرداخت.
a rampant growth of weeds in the neglected yard.
رشد بیرویه علفهای هرز در حیاط نادیده گرفته شده.
I neglected to bring a gift.
من فراموش کردم هدیه بیاورم.
For a time he neglected his studies.
برای مدتی او تحصیلات خود را نادیده گرفت.
The study of this subject is undeservedly neglected today.
مطالعه این موضوع امروزه به طور غیرضروری نادیده گرفته شده است.
He neglected to follow the instructions.
او فراموش کرد دستورالعمل ها را دنبال کند.
He neglected to write and say “Thank you”.
او فراموش کرد بنویسد و بگوید "متشکرم."
She neglected locking the door.
او فراموش کرد که در را قفل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید