ignored

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نادیده گرفتن؛ توجه نکردن به؛ بی‌اعتنا بودن به
adj. نادیده گرفته شده؛ مورد غفلت واقع شده

جملات نمونه

Lydia ignored his asinine remark.

لیدیا نظر احمقانه او را نادیده گرفت.

this fact was ignored by ill-disposed critics.

این واقعیت توسط منتقدانی که قصد بدی نداشتند نادیده گرفته شد.

she ignored his lecherous gaze.

او به نگاه شهوت‌انگیز او توجهی نکرد.

he ignored her pleading.

او از خواهش‌های او غافل شد.

ignored the prying journalists' questions.

او از سؤالات کنجکاوانه روزنامه‌نگاران غافل شد.

She sat at her desk and studiously ignored me.

او پشت میزش نشست و کاملاً از من غافل شد.

he ignored contrary advice and agreed on the deal.

او توصیه های مخالف را نادیده گرفت و با توافق به معامله رسید.

she ignored Elisabeth's warning glare against fraternizing with the enemy.

او به اخطار الیزابت در مورد برقراری ارتباط با دشمن توجه نکرد.

he ignored her outraged question.

او از سؤال خشمگین او غافل شد.

the prime minister ignored the prophets of financial doom .

نخست وزیر به پیشگویان مالی بدبختی توجه نکرد.

you ignored his orders and snafued everything.

شما دستورات او را نادیده گرفتید و همه چیز را خراب کردید.

the problem was either trivialized or ignored by teachers.

مشکل یا پیش پا افتاده تلقی می‌شد یا توسط معلمان نادیده گرفته می‌شد.

She saw him coming but she ignored him.

او دید که دارد می‌آید اما به او توجه نکرد.

the underrepresented minority groups, ignored by the government.

گروه‌های اقلیت کم‌نماینده، که توسط دولت نادیده گرفته شده بودند.

ignored all moral constraints in his pursuit of success.

او تمام محدودیت های اخلاقی را در تعقیب موفقیت خود نادیده گرفت.

These problems cannot be ignored or wished away.

نمی‌توان این مشکلات را نادیده گرفت یا از آن‌ها چشم پوشی کرد.

Safety guidelines had been blatantly ignored.

دستورالعمل‌های ایمنی به طور آشکار نادیده گرفته شده بود.

hardening his heart, he ignored her entreaties.

سخت کردن قلبش، او درخواست‌های او را نادیده گرفت.

نمونه‌های واقعی

Depression is very common following a stroke and shouldn't be ignored.

افسردگی پس از سکته مغزی بسیار شایع است و نباید نادیده گرفته شود.

منبع: Osmosis - Nerve

Advocates argue it insures less populated states aren't completely ignored.

حمایتگران استدلال می‌کنند که این امر از نادیده گرفته شدن ایالت‌های کم جمعیت‌تر جلوگیری می‌کند.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

Advocates argue it ensures less populated states aren't completely ignored.

حمایتگران استدلال می‌کنند که این امر از نادیده گرفته شدن ایالت‌های کم جمعیت‌تر جلوگیری می‌کند.

منبع: CNN 10 Summer Special

And the discussion ignored how important Saudi Arabia is in the world economy.

و بحث از اهمیت عربستان سعودی در اقتصاد جهانی غافل شد.

منبع: VOA Special English: World

Is it something that must be ignored?

آیا این چیزی است که باید نادیده گرفته شود؟

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

He quit after his warnings were ignored.

او پس از نادیده گرفته شدن هشدارهای خود استعفا داد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

It has been relatively ignored by the mass media.

این موضوع تا حدودی توسط رسانه‌های جمعی نادیده گرفته شده است.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 4

B) Its side effect should not be ignored.

ب) نباید از عوارض جانبی آن غافل شد.

منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.

I'm sorry that I ignored your feelings.

متاسفم که احساسات شما را نادیده گرفتم.

منبع: Modern Family - Season 05

Trump is alleged to have ignored the requests.

گفته می‌شود ترامپ درخواست‌ها را نادیده گرفته است.

منبع: Newsweek

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید