noggin

[ایالات متحده]/'nɒgɪn/
[بریتانیا]/'nɑgɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فنجان کوچک نوشیدنی الکلی

عبارات و ترکیب‌ها

use your noggin

از مغزت استفاده کن

rattle your noggin

مغزت را به هم بزن

جملات نمونه

Use your noggin to solve this puzzle.

از مغز خود برای حل این معما استفاده کنید.

He's got a clever noggin for business.

او برای تجارت مغز باهوشی دارد.

I need to use my noggin to figure out a solution.

من نیاز دارم از مغزم برای یافتن راه حلی استفاده کنم.

She's got a sharp noggin for math.

او برای ریاضیات مغز تیز و باهوشی دارد.

It's important to exercise your noggin regularly.

به طور منظم ورزش کردن مغزتان مهم است.

He's always using his noggin to come up with new ideas.

او همیشه از مغزش برای ارائه ایده های جدید استفاده می کند.

I can't seem to get my noggin around this concept.

به نظر نمی رسد بتوانم این مفهوم را درک کنم.

She's got a noggin full of creative thoughts.

او مغزی پر از افکار خلاقانه دارد.

You need to use your noggin to make wise decisions.

شما باید از مغز خود برای تصمیم گیری های آگاهانه استفاده کنید.

I trust her noggin to come up with a solution.

من به او اعتماد دارم تا راه حلی ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید