obit notice
یادبود
obit section
بخش یادبود
obit writer
نویسنده یادبود
obit page
صفحه یادبود
obit report
گزارش یادبود
obit tribute
ادای احترام
obit listing
لیست یادبود
obit announcement
اعلامیه یادبود
obit column
ستون یادبود
obit archive
آرشیو یادبود
the newspaper published his obit a week after his passing.
روزنامه پس از مرگ او یک هفته بعد، یادداشت تسلیتی او را منتشر کرد.
she wrote a heartfelt obit for her late grandfather.
او یادداشتی دلنشین برای یادبود پدربزرگ مرحومش نوشت.
the obit included details about his remarkable career.
یادداشتی درباره شغل برجستهاش وجود داشت.
friends gathered to share memories before the obit was published.
دوستان قبل از انتشار یادداشت، برای به اشتراک گذاشتن خاطرات گرد هم آمدند.
many people expressed their condolences after reading the obit.
بسیاری از مردم پس از خواندن یادداشت، تسلیت خود را ابراز کردند.
the obit highlighted his contributions to the community.
یادداشت، مشارکت او در جامعه را برجسته کرد.
writing an obit can be a therapeutic way to cope with loss.
نوشتن یادداشتی میتواند راهی درمانی برای مقابله با غم و اندوه باشد.
she found comfort in reading her father's obit.
او در خواندن یادداشت پدرش آرامش یافت.
the obit was shared widely on social media.
یادداشت به طور گسترده در رسانههای اجتماعی به اشتراک گذاشته شد.
he requested that no obit be published after his death.
او درخواست کرد که پس از مرگش یادداشتی منتشر نشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید