occupational

[ایالات متحده]/ˌɒkjuˈpeɪʃənl/
[بریتانیا]/ˌɑːkjuˈpeɪʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به شغل یک فرد
adv. به گونه‌ای که با شغل یک فرد مرتبط است

عبارات و ترکیب‌ها

occupational hazard

خطر شغلی

occupational health

بهداشت شغلی

occupational therapy

درمان شغلی

occupational safety

ایمنی شغلی

occupational risk

خطر شغلی

occupational disease

بیماری شغلی

occupational exposure

قرار گرفتن در معرض شغلی

occupational status

وضعیت شغلی

occupational accident

حوادث شغلی

occupational medicine

طب شغلی

occupational therapist

درمانگر شغلی

جملات نمونه

an occupational pension scheme.

طرح بازنشستگی شغلی

the occupational sick pay scheme.

طرح پرداخت حقوق به دلیل بیماری شغلی

Drivers have to take occupational risks.

رانندگان باید خطرات شغلی را بپذیرند.

"For professional footballers, injuries are an occupational hazard."

«برای بازیکنان حرفه‌ای فوتبال، آسیب‌دیدگی‌ها یک خطر شغلی هستند.»

Recent figures show other occupational cancer risks.

آمار اخیر نشان می‌دهد که سایر خطرات سرطان شغلی وجود دارد.

to act contrariwise would make him marginal to his occupational role.

عمل بر خلاف این باعث می‌شود او در نقش شغلی خود حاشیه ای باشد.

Coal worker pneumosilicosis(CWP) is the biggest occupational harm in the coal industry.

پنوموسیلیکوزیس ناشی از کار در معادن زغال سنگ (CWP) بزرگترین آسیب شغلی در صنعت زغال سنگ است.

Statistics on occupational mortality have been of greater value in these respects than in initiating the study of new aetiological agents.

آمار مربوط به مرگ و میر شغلی در این زمینه‌ها ارزشمندتر از شروع مطالعه عوامل علل شناسی جدید بوده است.

Recently years the anemographic phenomenon of fiscal information is more and more serious.An important reason is the criterion of bursarial occupational morality play down.

در سال‌های اخیر، پدیده آنموترافي اطلاعات مالی جدی‌تر و جدی‌تر شده است. یک دلیل مهم این است که معیار اخلاق شغلی بورسیه‌ها کاهش یافته است.

"Lodge : Originally an insubstantial dwelling, or one erected for a temporary occupational purpose (e.g., woodcutting or masonry) or for use during the hunting season."

کلبه: در اصل یک محل سکونت ناچیز یا ساختمانی که برای یک هدف شغلی موقت (به عنوان مثال، قطع درختان یا بنایی) یا برای استفاده در طول فصل شکار ساخته شده است.

Professionals like doctors, nurses, dieticians, occupational therapists, physiotherapists and clinical psychologists are working together at each centre to look after the various needs of the elderly.

متخصصانی مانند پزشکان، پرستاران، متخصصان تغذیه، درمانگران حرفه‌ای، فیزیوتراپ‌ها و روان‌شناسان بالینی در هر مرکز با یکدیگر همکاری می‌کنند تا از نیازهای مختلف افراد مسن مراقبت کنند.

نمونه‌های واقعی

" It's an occupational hazard of being a werewolf."

این یک خطر شغلی ناشی از گرگ بودن است.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Treatment is generally supportive and include things like assistance with daily living and occupational therapy.

درمان به طور کلی حمایتی است و شامل مواردی مانند کمک به زندگی روزمره و درمان شغلی می شود.

منبع: Osmosis - Nerve

The treatment for Brown-Sequard syndrome is mainly supportive and focused on rehabilitation, with physical and occupational therapy.

درمان سندرم براون-سکوارد عمدتاً حمایتی است و بر توانبخشی با فیزیوتراپی و درمان شغلی متمرکز است.

منبع: Osmosis - Nerve

The answer is no. Alexander Wu, a doctoral candidate in occupational epidemiology.

جواب منفی است. الکساندر وو، دانشجوی دکتری اپیدمیولوژی شغلی.

منبع: Science in 60 Seconds March 2017 Collection

So how's your occupational therapy going? Do they still have you scrubbing pots in the kitchen?

پس درمان شغلی شما چگونه پیش می رود؟ آیا هنوز از شما می خواهند در آشپزخانه قابلمه بشویید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

We lack the resources for a full program of occupational therapy and psychotherapy - kinds of mental treatments.

ما منابع لازم برای یک برنامه کامل درمان شغلی و روان درمانی - انواع درمان های ذهنی را نداریم.

منبع: Global Slow English

To test the doomsters' predictions more directly, we dug into occupational data for America, Australia and Britain.

برای آزمایش مستقیم تر پیش بینی های پیشگویان، ما به داده های شغلی برای آمریکا، استرالیا و بریتانیا پرداختیم.

منبع: The Economist (Summary)

The new House Rules also identified words to be used in connection with job or occupational positions.

قوانین جدید مجلس همچنین کلماتی را برای استفاده در ارتباط با مشاغل یا موقعیت های شغلی شناسایی کرد.

منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)

So he says jargon is occupational and professional, meaning people speak it at work, for example, lawyers and sailors.

بنابراین او می گوید اصطلاحات تخصصی شغلی و حرفه ای است، به این معنی که مردم از آن در محل کار استفاده می کنند، به عنوان مثال، وکلا و دریانوردان.

منبع: 6 Minute English

They participate in physical or occupational therapy sessions to help patients improve their strength, task persistence, and motivation.

آنها در جلسات فیزیوتراپی یا درمان شغلی شرکت می کنند تا به بیماران کمک کنند قدرت، پشتکار و انگیزه خود را بهبود بخشند.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید