bad odor
بوی نامطبوع
strong odor
بوی قوی
foul odor
بوی نامطبوع
musty odor
بوی نم
pleasant odor
بوی مطبوع
chemical odor
بوی شیمیایی
body odor
بوی بد بدن
sweet odor
بوی شیرین
earthy odor
بوی خاکی
fishy odor
بوی ماهی
the odor of fresh bread filled the air.
بوی نان تازه هوا را پر کرد.
she noticed a strange odor coming from the fridge.
او متوجه بوی عجیبی از یخچال شد.
the odor of smoke made everyone uneasy.
بوی دود باعث ناراحتی همه شد.
he has a keen sense of smell and can detect any odor.
او حس بویایی قوی دارد و می تواند هر بویی را تشخیص دهد.
the odor of flowers filled the garden.
بوی گلها باغ را پر کرد.
they used air fresheners to mask unpleasant odors.
آنها از خوشبو کننده هوا برای پوشاندن بوی نامطبوع استفاده کردند.
the odor of rotten eggs was overwhelming.
بوی تخم مرغ فاسد طاقت فرسا بود.
he was sensitive to strong odors and often felt nauseous.
او نسبت به بوی قوی حساسیت داشت و اغلب احساس تهوع می کرد.
there was a sweet odor coming from the bakery.
بوی شیرین از نانوایی می آمد.
the odor of gasoline lingered in the garage.
بوی بنزین در گاراژ ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید