openly

[ایالات متحده]/ˈəʊpənli/
[بریتانیا]/ˈoʊpənli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که پنهان یا مخفی نیست؛ به طور عمومی

عبارات و ترکیب‌ها

speak openly

صحبت کردن به طور آشکار

act openly

عمل کردن به طور آشکار

openly express

بیان کردن به طور آشکار

openly discuss

بحث کردن به طور آشکار

جملات نمونه

He became openly abusive.

او به طور آشکارا رفتار آزاردهنده ای از خود نشان داد.

not openly liberal, but that is the tendency of the book.

به طور آشکار لیبرال نیست، اما این گرایش کتاب است.

the party most openly opposed to military rule

حزبی که آشکارا و بیشتر در مخالفت با حکومت نظامی بود.

The firm openly traded in arms.

شرکت به طور آشکارا در تجارت سلاح فعالیت می کرد.

an openly revolutionary work in memoriam Che Guevara.

یک اثر انقلابی آشکارا در سوگ چه گوارا.

a lecturer who had openly criticized the government.

استادی که به طور آشکارا دولت را مورد انتقاد قرار داده بود.

it would be far better to admit the problem openly and set about tackling it.

بسیار بهتر است که مشکل را به طور آشکارا پذیرفته و به حل آن پرداخت.

He speaks more and more openly about his problem.

او بیشتر و بیشتر درباره مشکل خود به طور آشکار صحبت می کند.

The issues were openly aired and discussed by the group.

این مسائل به طور آشکارا توسط گروه مطرح و مورد بحث قرار گرفت.

She’s a woman of the world. She won’t mind if you talk openly about sex.

او زنی دنیا دیده است. او اهمیتی نمی دهد اگر شما به طور آشکار در مورد رابطه جنسی صحبت کنید.

The people talked openly about the government's new measures against environmental pollution.

مردم به طور آشکارا در مورد اقدامات جدید دولت علیه آلودگی محیط زیست صحبت کردند.

The senator was forced to avow openly that he had received some money from that company.

سناتور مجبور شد علناً اعلام کند که پول‌هایی از آن شرکت دریافت کرده است.

8 As a witness there rises up my traducer, speaking openly against me;

8 به عنوان شاهد، بدگوی من ظاهر می شود و آشکارا علیه من صحبت می کند;

On the other hand, I did not think Moscow could halt the war by ukase , or be expected to turn openly against its ally.

از طرف دیگر، فکر نمی کردم مسکو بتواند جنگ را با یک فرمان متوقف کند یا انتظار برود که آشکارا علیه متحد خود بیاید.

So we should acknowledge it openly rather than let it dissociate from the criminal law theory or interpret it irrelevantly.

بنابراین ما باید آن را به طور آشکار به رسمیت بشناسیم تا اجازه ندهیم از نظریه قانون جزایی جدا شود یا به طور نامربوط تفسیر شود.

The key difference between this type of trust and other trusts is that the beneficiaries must be willing to talk openly with their grantors regarding how they want the money invested or handled.

تفاوت کلیدی بین این نوع تراست و سایر تراست‌ها این است که ذینفعان باید مایل به صحبت صادقانه با ذینفعان خود در مورد نحوه سرمایه‌گذاری یا رسیدگی به پول باشند.

Even here, though, stem-cell therapists talk openly of treating brain diseases such as Parkinson's with specially grown nerve cells, so some form of partial immortalisation might be on the cards.

حتی اینجا هم، درمانگران سلول های بنیادی به طور آشکارا از درمان بیماری های مغزی مانند پارکینسون با سلول های عصبی کشت شده به طور خاص صحبت می کنند، بنابراین ممکن است نوعی جاودانگی جزئی در پیش باشد.

Insolvent tenants openly defied the collector of the waterrate from their ten-roomed strongholds, and existed for weeks without any visible means of procuring that necessary fluid.

مستاجران ورشکسته آشکارا با جمع‌آوری‌کننده نرخ آب از قلعه‌های ده اتاقی خود مخالفت کردند و برای هفته‌ها بدون هیچ وسیله قابل مشاهده برای تهیه آن مایع ضروری وجود داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید