oracular

[ایالات متحده]/əˈrækjələ(r)/
[بریتانیا]/əˈrækjələr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به اوراکل؛ مرموز؛ معماگونه

جملات نمونه

an ambiguous, oracular remark.

یک اظهار نظر مبهم و پیشگویانه.

he holds forth in oracular fashion.

او به روشی پیشگویانه صحبت می کند.

The oracular priestess delivered prophecies to the people.

کشیشبانوی پیشگو برای مردم پیشگویی می‌کرد.

The oracular statement left the audience in awe.

بیانیه پیشگویانه مخاطبان را در شگفتگی رها کرد.

She possessed an oracular ability to predict the future.

او توانایی پیشگویی آینده را داشت.

The ancient Greeks consulted oracular shrines for guidance.

باستان‌گرایان یونانی برای راهنمایی به زیارتگاه‌های پیشگو مراجعه می‌کردند.

His oracular utterances were often cryptic and open to interpretation.

سخنان پیشگویانه او اغلب مبهم و تفسیرپذیر بودند.

The oracular message foretold a great disaster.

پیام پیشگو از یک فاجعه بزرگ خبر داد.

The king sought the advice of the oracular seer before making important decisions.

پادشاه قبل از اتخاذ تصمیمات مهم از نصیحت پیشگو کمک می‌خواست.

The villagers believed the oracular visions were messages from the gods.

روستاییان معتقد بودند که تجلیات پیشگو پیامی از خدایان است.

The oracular pronouncements were considered sacred and unquestionable.

احکام پیشگو مقدس و غیرقابل سوال در نظر گرفته می‌شدند.

The oracular tradition has been passed down through generations.

این سنت پیشگو نسل به نسل منتقل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید