divinatory arts
هنرهای پیشگویی
divinatory practices
شیوه های پیشگویی
divinatory tools
ابزارهای پیشگویی
divinatory methods
روش های پیشگویی
divinatory readings
خواندن های پیشگویی
divinatory symbols
نمادهای پیشگویی
divinatory signs
نشانه های پیشگویی
divinatory knowledge
دانش پیشگویی
divinatory insights
بینش های پیشگویی
divinatory techniques
تکنیک های پیشگویی
she consulted a divinatory oracle for guidance.
او برای راهنمایی به یک اوراکل پیشگوییان مشورت کرد.
his divinatory skills amazed everyone at the party.
مهارتهای پیشگویانه او همه را در مهمانی شگفتزده کرد.
they used divinatory cards to predict the future.
آنها از کارتهای پیشگوییان برای پیشبینی آینده استفاده کردند.
divinatory practices vary widely across cultures.
روشهای پیشگوییان در فرهنگهای مختلف بسیار متفاوت است.
she believes in the power of divinatory symbols.
او به قدرت نمادهای پیشگوییان اعتقاد دارد.
divinatory readings can provide deep insights.
خواندنهای پیشگوییان میتوانند بینشهای عمیقی ارائه دهند.
he learned divinatory techniques from his grandmother.
او تکنیکهای پیشگوییان را از مادربزرگش یاد گرفت.
many people find comfort in divinatory practices.
بسیاری از مردم در روشهای پیشگوییان آرامش مییابند.
divinatory rituals often involve specific tools.
آیینهای پیشگوییان اغلب شامل ابزارهای خاصی میشود.
she writes a blog about divinatory arts and traditions.
او در مورد هنرها و سنتهای پیشگوییان در یک وبلاگ مینویسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید