outpaced expectations
از انتظارات پیشی گرفت
outpaced rivals
از رقبای خود پیشی گرفت
outpaced growth
از رشد پیشی گرفت
outpaced competitors
از رقبا پیشی گرفت
outpaced demand
از تقاضا پیشی گرفت
outpaced trends
از روندها پیشی گرفت
outpaced technology
از فناوری پیشی گرفت
outpaced performance
از عملکرد پیشی گرفت
outpaced market
از بازار پیشی گرفت
outpaced innovation
از نوآوری پیشی گرفت
the athlete outpaced his competitors in the final lap.
ورزشکار در دور آخر از رقبای خود پیشی گرفت.
technology has outpaced our ability to regulate it.
فناوری از توانایی ما برای تنظیم آن پیشی گرفته است.
she outpaced her own expectations this year.
او امسال از انتظارات خود پیشی گرفت.
the company's growth has outpaced the industry average.
رشد شرکت از میانگین صنعت پیشی گرفته است.
in the race, he outpaced everyone else.
در مسابقه، او از همه پیشی گرفت.
his skills have outpaced those of his peers.
مهارتهای او از همتایانش پیشی گرفته است.
the new model outpaced the previous version in sales.
مدل جدید از نظر فروش از مدل قبلی پیشی گرفت.
they outpaced their rivals with innovative strategies.
آنها با استفاده از استراتژیهای نوآورانه از رقبای خود پیشی گرفتند.
her enthusiasm for learning has outpaced her classmates.
اشتیاق او به یادگیری از همکلاسیهایش پیشی گرفته است.
the demand for electric cars has outpaced supply.
تقاضا برای خودروهای برقی از عرضه پیشی گرفته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید