outpaced

[ایالات متحده]/aʊtpeɪst/
[بریتانیا]/aʊtpeɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای پیشی گرفتن در سرعت؛ برای رسیدن به

عبارات و ترکیب‌ها

outpaced expectations

از انتظارات پیشی گرفت

outpaced rivals

از رقبای خود پیشی گرفت

outpaced growth

از رشد پیشی گرفت

outpaced competitors

از رقبا پیشی گرفت

outpaced demand

از تقاضا پیشی گرفت

outpaced trends

از روندها پیشی گرفت

outpaced technology

از فناوری پیشی گرفت

outpaced performance

از عملکرد پیشی گرفت

outpaced market

از بازار پیشی گرفت

outpaced innovation

از نوآوری پیشی گرفت

جملات نمونه

the athlete outpaced his competitors in the final lap.

ورزشکار در دور آخر از رقبای خود پیشی گرفت.

technology has outpaced our ability to regulate it.

فناوری از توانایی ما برای تنظیم آن پیشی گرفته است.

she outpaced her own expectations this year.

او امسال از انتظارات خود پیشی گرفت.

the company's growth has outpaced the industry average.

رشد شرکت از میانگین صنعت پیشی گرفته است.

in the race, he outpaced everyone else.

در مسابقه، او از همه پیشی گرفت.

his skills have outpaced those of his peers.

مهارت‌های او از همتایانش پیشی گرفته است.

the new model outpaced the previous version in sales.

مدل جدید از نظر فروش از مدل قبلی پیشی گرفت.

they outpaced their rivals with innovative strategies.

آنها با استفاده از استراتژی‌های نوآورانه از رقبای خود پیشی گرفتند.

her enthusiasm for learning has outpaced her classmates.

اشتیاق او به یادگیری از همکلاسی‌هایش پیشی گرفته است.

the demand for electric cars has outpaced supply.

تقاضا برای خودروهای برقی از عرضه پیشی گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید