exceeded

[ایالات متحده]/ɪkˈsiːdɪd/
[بریتانیا]/ɪkˈsiːdɪd/

ترجمه

adj. مازاد؛ خیلی زیاد
v. گذشته فعل exceed

عبارات و ترکیب‌ها

exceeded expectations

فراتر از حد انتظار

exceeding limits

تجاوز از محدودیت‌ها

exceeded capacity

فراتر از ظرفیت

exceeded all

فراتر از همه

exceeded budget

فراتر از بودجه

exceeding speed

سرعت بالاتر

exceeded performance

عملکرد بالاتر

exceeded time

فراتر از زمان

exceeded the goal

فراتر از هدف

exceeded previous

فراتر از قبلی

جملات نمونه

the company's profits exceeded expectations this quarter.

سود شرکت از انتظارات این فصل فراتر رفت.

the runner exceeded the previous world record by a significant margin.

دوچرخه‌سوار رکورد جهانی قبلی را با حاشیه قابل توجهی شکست.

the number of attendees exceeded the venue's capacity.

تعداد شرکت‌کنندگان از ظرفیت محل برگزاری فراتر رفت.

her performance exceeded all of our initial projections.

عملکرد او از تمام پیش‌بینی‌های اولیه ما فراتر رفت.

the project budget exceeded the allocated amount.

بودجه پروژه از مبلغ اختصاص داده شده بیشتر شد.

the team's enthusiasm exceeded anything we had seen before.

اشتیاق تیم از هر چیزی که قبلاً دیده بودیم بیشتر بود.

the rainfall exceeded 200 millimeters in just a few hours.

بارندگی در عرض چند ساعت از 200 میلی‌متر بیشتر شد.

the student's understanding of the material exceeded the teacher's expectations.

درک دانش‌آموز از مطالب از انتظارات معلم فراتر رفت.

the fundraising goal was exceeded thanks to generous donations.

هدف جمع‌آوری کمک‌های مالی به لطف کمک‌های سخاوتمندانه محقق شد.

the speed limit was exceeded by ten miles per hour.

سرعت مجاز با ده مایل در ساعت افزایش یافت.

the level of detail exceeded what was initially required.

سطح جزئیات از آنچه در ابتدا مورد نیاز بود بیشتر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید