overcast

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈkɑːst/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈkæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تاریک و دلگیر
vt. کسی را ناامید کردن؛ پوشاندن یا مبهم کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

overcast sky

آسمان پوشیده

جملات نمونه

It's overcasting for rain.

احتمال بارش وجود دارد.

overcast mornings are the sure forerunners of steady rain.

صبح‌های ابری، پیش‌زمینه باران پیوسته هستند.

the pebbled beach, overcast with the shadows of the high cliffs.

ساحل سنگ‌ریزه، پوشیده از سایه‌های صخره‌های بلند.

finish off the raw edge of the hem by overcasting it.

لبه ناصاف حاشیه را با قلاب بافتن تمام کنید.

The sky is overcast now, but I think it will clear up soon.

آسمان اکنون ابری است، اما فکر می‌کنم به زودی صاف شود.

The overcast and rainy weather found out his arthritis.

آب و هوای ابری و بارانی باعث بروز آرتروز او شد.

1.New spirit hates old ghost plaguily to cry, ground of numerous ghost chirp is vociferant when day overcast and rainy is wet.

1.روح جدید به طور آزاردهنده از گریه روح قدیمی متنفر است، زمینی که صدای جیغ ارواح متعدد در آن وجود دارد، زمانی که روز ابری و بارانی خیس است، بلند است.

The lowest temperature appeared at two hillsides' subpoint in fine night, but the highest temperature appeared at two hillsides' subpoint in overcast and rainy day.

پایین‌ترین دما در شب خوب در زیرنقطه دو دامداری ظاهر شد، اما بالاترین دما در زیرنقطه دو دامداری در روز ابری و بارانی ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید