clear

[ایالات متحده]/klɪə(r)/
[بریتانیا]/klɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی قابل درک یا درک؛ آزاد از ابهام یا کدورت؛ بی‌گناه
vt. چیزی که مانع یا کثیف است را برداشتن
vi. واضح یا شفاف شدن
adv. به صورت واضح؛ کاملاً
n. عمل برداشتن چیزی یا یک فضای خالی

عبارات و ترکیب‌ها

crystal clear

کاملاً شفاف

clear explanation

توضیح واضح

clear goal

هدف روشن

make clear

واضح کردن

in the clear

در وضعیت امن

clear of

عاری از

clear up

رفع کردن

clear water

آب زلال

clear about

واضح در مورد

keep clear of

از... دور بمانید

all clear

همه چیز امن است

clear away

پاک کردن

in clear

در وضعیت امن

clear sky

آسمان صاف

stand clear of

از... دور بمانید

clear day

روز صاف

clear blue

آبی شفاف

clear out

پاک کردن

clear view

دید واضح

loud and clear

بلند و واضح

clear as mud

واضح به عنوان گل

جملات نمونه

The instructions were clear and easy to follow.

دستورالعمل‌ها واضح و آسان برای دنبال کردن بودند.

She had a clear view of the ocean from her hotel room.

او منظره‌ای واضح از اقیانوس از اتاق هتل خود داشت.

It's important to have a clear goal in mind.

داشتن یک هدف روشن در ذهن مهم است.

The water in the lake is so clear that you can see the fish swimming.

آب دریاچه آنقدر شفاف است که می‌توانید ماهی‌ها را شنا کنید.

He made it clear that he would not tolerate any more excuses.

او این را روشن کرد که دیگر هیچ بهانه‌ای را تحمل نخواهد کرد.

The sky was clear and the stars were shining brightly.

آسمان صاف بود و ستاره‌ها به شدت می‌درخشیدند.

Her explanation was clear and concise.

توضیحات او واضح و مختصر بود.

The company has a clear vision for the future.

شرکت دارای چشم‌اندازی روشن برای آینده است.

The road signs were clear and easy to understand.

علائم جاده‌ها واضح و آسان برای درک بودند.

He gave a clear answer to the question.

او به سوال پاسخ واضحی داد.

نمونه‌های واقعی

Uhh, I'm guessing the threshold's clear now.

حد آستانه احتمالاً اکنون مشخص است.

منبع: Friends Season 2

All the important points seem pretty clear, no?

به نظر می‌رسد تمام نکات مهم کاملاً واضح هستند، نه؟

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

I'm clear. I'm clear as a bell.

من واضح هستم. من به وضوح مانند یک ناقوس هستم.

منبع: Our Day This Season 1

Basically because the police have cleared everybody out.

به طور اساسی به این دلیل که پلیس همه را بیرون کرده است.

منبع: CNN 10 Student English November 2018 Collection

Some coastal villages have already cleared out.

برخی از روستاهای ساحلی از قبل تخلیه شده‌اند.

منبع: PBS English News

A few minutes later the smoke cleared.

چند دقیقه بعد دود از بین رفت.

منبع: L1 Wizard and Cat

All right, I thought all TB patients had been cleared out.

باشد، من فکر کردم همه بیماران مبتلا به سل تخلیه شده‌اند.

منبع: American Horror Story: Season 2

At least not until it's been cleared.So, he disguises himself.

حداقل تا زمانی که پاکسازی نشده است. بنابراین، او خود را پنهان می‌کند.

منبع: Sherlock Holmes Detailed Explanation

And the research seemed quite clear about that.

و تحقیقات در مورد آن کاملاً واضح به نظر می‌رسید.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

So, let's be really, really clear about that.

بنابراین، بیایید در مورد آن واقعاً، واقعاً واضح باشیم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید