oversimplification

[ایالات متحده]/'əuvə,simplifi'keiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساده‌سازی بیش از حد، ساده‌سازی

جملات نمونه

Beware of oversimplification when analyzing complex issues.

هنگام تجزیه و تحلیل مسائل پیچیده، از ساده‌سازی بیش از حد اجتناب کنید.

Oversimplification can lead to misunderstanding and misinterpretation of data.

ساده‌سازی بیش از حد می‌تواند منجر به سوء تفاهم و تفسیر نادرست داده‌ها شود.

Avoid the oversimplification of historical events in your research paper.

از ساده‌سازی بیش از حد رویدادهای تاریخی در مقاله تحقیقاتی خود اجتناب کنید.

The oversimplification of cultural differences can result in cultural insensitivity.

ساده‌سازی بیش از حد تفاوت‌های فرهنگی می‌تواند منجر به بی‌حسی فرهنگی شود.

An oversimplification of the problem will not lead to effective solutions.

ساده‌سازی بیش از حد مشکل منجر به ارائه راه حل‌های موثر نخواهد شد.

It's important to recognize when oversimplification is occurring in discussions or debates.

تشخیص اینکه چه زمانی ساده‌سازی بیش از حد در بحث‌ها یا مناظره‌ها رخ می‌دهد، مهم است.

The oversimplification of scientific concepts can hinder true understanding of the subject matter.

ساده‌سازی بیش از حد مفاهیم علمی می‌تواند مانع درک واقعی موضوع شود.

Don't fall into the trap of oversimplification when trying to explain complex theories.

هنگام تلاش برای توضیح نظریه‌های پیچیده، در دام ساده‌سازی بیش از حد نیفتید.

Teachers should encourage critical thinking to prevent oversimplification of complex topics in the classroom.

معلمان باید تفکر انتقادی را تشویق کنند تا از ساده‌سازی بیش از حد موضوعات پیچیده در کلاس درس جلوگیری کنند.

The oversimplification of the company's financial situation led to poor decision-making by the management.

ساده‌سازی بیش از حد وضعیت مالی شرکت منجر به تصمیم‌گیری ضعیف توسط مدیریت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید