oversteps

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈstɛps/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈstɛps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از یک حد یا مرز فراتر رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

oversteps boundaries

تجاوز از حدود

oversteps limits

تجاوز از محدودیت‌ها

oversteps authority

تجاوز از اختیارات

oversteps rules

تجاوز از قوانین

oversteps expectations

تجاوز از انتظارات

oversteps rights

تجاوز از حقوق

oversteps norms

تجاوز از هنجارها

oversteps guidelines

تجاوز از دستورالعمل‌ها

oversteps protocol

تجاوز از پروتکل

جملات نمونه

he often oversteps the boundaries of acceptable behavior.

او اغلب از حدود رفتار قابل قبول فراتر می‌رود.

when she oversteps her authority, it creates conflict.

وقتی او از اختیارات خود فراتر می‌رود، باعث ایجاد درگیری می‌شود.

overstepping can damage professional relationships.

تجاوز کردن می‌تواند به روابط حرفه‌ای آسیب برساند.

it's important to know when to overstep and when to hold back.

دانستن چه زمانی باید از حد عبور کرد و چه زمانی باید عقب نشینی کرد مهم است.

his comments overstep the limits of good taste.

اظهارات او از حدود سلیقه خوب فراتر می‌رود.

overstepping can lead to serious consequences.

تجاوز کردن می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

she tends to overstep when discussing sensitive topics.

او معمولاً وقتی در مورد موضوعات حساس صحبت می‌کند، از حد می‌گذرد.

he realized he overstepped his role in the project.

او متوجه شد که در پروژه نقش خود را از حد عبور کرده است.

overstepping social norms can make others uncomfortable.

تجاوز از هنجارهای اجتماعی می‌تواند دیگران را ناراحت کند.

the teacher warned him not to overstep his limits.

معلم به او هشدار داد که از حدود خود تجاوز نکند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید