parchedly

[ایالات متحده]/ˈpɑːtʃdli/
[بریتانیا]/ˈpɑrʧdli/

ترجمه

adv. به طرز خشک

عبارات و ترکیب‌ها

parchedly dry

بسیار خشک

parchedly thirsty

بسیار تشنه

parchedly barren

بسیار غیر حاصلخیز

parchedly arid

بسیار خشک و بی آب

parchedly empty

بسیار خالی

parchedly cracked

بسیار ترک خورده

parchedly desolate

بسیار متروک

parchedly scorched

بسیار سوخته

parchedly lifeless

بسیار بی‌جان

parchedly bleak

بسیار دلگیر

جملات نمونه

the ground was parchedly dry after the long summer.

زمین پس از تابستان طولانی به شدت خشک بود.

she spoke parchedly, her throat aching for water.

او با حالتی خشک صحبت کرد، گلویش برای آب هوس داشت.

he looked at the parchedly landscape, longing for rain.

او به منظره خشک خیره شد و برای باران آرزو داشت.

the parchedly air made it hard to breathe.

هوا به شدت خشک بود و نفس کشیدن را دشوار می کرد.

they trekked through the parchedly desert, searching for an oasis.

آنها در حالی که به دنبال واحه می گشتند، از صحرای خشک عبور کردند.

her lips were parchedly cracked from the heat.

لب هایش به دلیل گرما به شدت ترک خورده بودند.

the parchedly soil needed immediate irrigation.

خاک خشک به آبیاری فوری نیاز داشت.

he gazed parchedly at the distant mountains.

او با حالتی خشک به کوه های دور خیره شد.

after the hike, they spoke parchedly about their thirst.

پس از پیاده روی، آنها با حالتی خشک در مورد تشنگی خود صحبت کردند.

the parchedly sun beat down on the open field.

آفتاب خشک به شدت بر روی زمین بازیابی شده می تافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید