thirstily

[ایالات متحده]/'θə:stili/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با اشتیاق، با یک تمایل قوی.

عبارات و ترکیب‌ها

drink thirstily

نوشیدن با ولع

desire thirstily

تمایل با ولع

جملات نمونه

He drank the water thirstily after running a marathon.

او بعد از دویدن ماراتن، با اشتیاق آب نوشید.

The hikers sipped their water thirstily under the scorching sun.

گردشگران در زیر آفتاب سوزان، با اشتیاق آب نوشیدند.

The dog lapped up the water thirstily after playing fetch.

سگ بعد از بازی با توپ، با اشتیاق آب نوشید.

She watched thirstily as the bartender poured her a cold beer.

او با اشتیاق تماشا کرد که بارتندر یک آبجو سرد برای او ریخت.

The children ran to the lemonade stand thirstily on a hot summer day.

کودکان در یک روز گرم تابستانی، با اشتیاق به سمت دکه لیموناد رفتند.

After a long day of work, he reached for the water bottle thirstily.

بعد از یک روز طولانی کار، او با اشتیاق به سمت بطری آب رفت.

The travelers drank from the oasis thirstily after days in the desert.

مسافران بعد از روزها در صحرا، با اشتیاق از اوزیس نوشیدند.

She read the adventure novel thirstily, eager to know what happened next.

او با اشتیاق رمان ماجراجویی را خواند، مشتاق بود تا بداند چه اتفاقی خواهد افتاد.

The exhausted runner reached the finish line and collapsed, breathing thirstily.

دویدن خسته، خط پایان را لمس کرد و با نفس نفس زدن، سقوط کرد.

The audience waited thirstily for the opening act of the concert to begin.

تماشاگران با اشتیاق منتظر شروع برنامه افتتاحیه کنسرت بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید