phases

[ایالات متحده]/feɪzɪz/
[بریتانیا]/feɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مراحل یا دوره‌ها در یک فرآیند

عبارات و ترکیب‌ها

development phases

فازهای توسعه

project phases

فازهای پروژه

life phases

فازهای زندگی

transition phases

فازهای گذار

growth phases

فازهای رشد

phases approach

رویکرد فازها

phases model

مدل فازها

phases analysis

تجزیه و تحلیل فازها

phases strategy

استراتژی فازها

phases plan

برنامه فازها

جملات نمونه

the project will be completed in several phases.

پروژه در چندین فاز تکمیل خواهد شد.

we need to evaluate the phases of development.

ما نیاز داریم فازهای توسعه را ارزیابی کنیم.

each phase of the plan has its own challenges.

هر فاز از طرح چالش های خاص خود را دارد.

the phases of the moon affect ocean tides.

فازهای ماه بر جزر و مد دریا تأثیر می گذارد.

understanding the phases of grief is important.

درک مراحل غم مهم است.

we will discuss the phases of the project tomorrow.

ما فردا در مورد فازهای پروژه بحث خواهیم کرد.

different phases of life bring different experiences.

فازهای مختلف زندگی تجربیات مختلفی را به ارمغان می آورد.

he explained the phases of the experiment clearly.

او فازهای آزمایش را به وضوح توضیح داد.

there are distinct phases in the learning process.

مراحل متمایزی در فرآیند یادگیری وجود دارد.

the phases of construction will take several months.

فازهای ساخت و ساز چندین ماه طول خواهد کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید